۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

تمایل جمعی

1 این روزها بحث پیرامون رضا پهلوی که القابی چون شاهزاده رضا و ربع پهلوی و .. را از طرف طیفهای مختلف در یافت کرده بسیار زیاد شده . این بحثها تماما نشانه هر چیزی که نباشد بیانگر این موضوع هست که ایشان به صورت روز افزونی در محافل مختلف بیش از بیش مطرح میشوند . چه از طرف سلطنت طلبان دو آتشه و چه از طرف دیگرانی که وجود دیگری را هرگز برنمیتابند و چه از طرف ناظران بی نظر. ولی این موضوع که جایگاه رضا پهلوی در جامعه فعلی ایرانیان کجاست قطعا نیاز به تحلیل و بیش ازآن به کارهای آماری میدانی دارد که دومی غیر قابل دسترس مینماید . اما آنچه فرا از رضا پهلوی یا جنبش سبز یا انقلاب یا دخالت نظامی قابل بررسی است نقش طیفهای جامعه و میزان تاثیر گذاری آنهاست . نگارنده معتقد است شکل فعلی طبقات جامعه در بین ایرانیان به نحوی شکل گرفته که گروه های مختلف درون آن در حداقل تماس و حتی اطلاع از سایر گروه ها قرار گرفته اند و هر آنچه میگویند و میپندارند صرفا بر اساس دریافت خود از گروه پیرامون خود بوده و با برآیند کل جامعه سازگار نیست . آنچه ما در این گروه ( گروهی که با ابزار شبکه های اجتماعی در ارتباط است و از اقشار پائین دست و عوام جامعه بسیار فاصله پیدا کرده ) مطرح میکنیم نیز از توصیف ذکر شده خارج نیست . ولی اگر قرار باشد حکمی صادر نکنیم و فقط به احتمالات و شاید ها بپردازیم ممکن است بتوانیم کمی به واقع بینی نزدیکتر شویم . 2 اقداماتی هستند که ما هرگز به تنهائی به سمت آنها نمیرویم . مثل کشتن یک روسپی و آتش زدن جنازه او یا دور گرداندن یک کلفت در شهر چون در دربار کلفتی میکرده و ..... ولی زمانی که حرکتها به صورت جمعی انجام میشود میبینیم که این اتفاقها غیر محتمل و غیر ممکن نیست . کمتر تماشاگر ورزشی را میشود سراغ کرد به تنهائی برود و به سمت هوادارن تیم حریف سنگ پرتاب کند ولی وقتی این اقدام به صورت جمعی شد میبینیم که سنگ کم میآید و صندلی های ورزشگاه را هم از جا میکنند برای اقدام گروهی . شاید شما این پدیده را با نام جوگیری یاد کنید یا هر چیز دیگر ولی در ماهیت این امر تغییری حاصل نمیشود . 3 در انتخابات سال هشتاد با پدیده ای مواجه شدیم که بیشتر از هر چیزی با عنوان پوپولیسم و عوام فریبی از آن یاد شد و این موضوع بیشتر از هر چیز دیگر نمایان کننده این امر است که کلیت جامعه ایران پتانسیل این را دارد که تهییج شود . تحریک شود . و با تبلیغات هدف دار متقاعد شود . ( نگارنده معتقد است در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 آقای احمدی نژاد در مقابل آقای هاشمی رای مردم را جمع آوری کرد و موفق شد ) 4 در پی حوادث پس از انتخابات 88 جمع زیادی از مردم ناراضی از طیفهای مختلف پس از اعلام نتایج رسمی دست به اعتراضات گسترده ای زدند که نیاز به تشریح ندارد . نتیجه این اقدامات در کوتاه مدت برای عموم جامعه چیز قابل توجهی نبود مگر شکستن هیبت تقدس رهبران عالی رتبه مذهبی و حکومتی . و از طرف مقابل سرخوردگی در بین ان گروه از ناراضیان جامعه که به طبقات پائین دست تعلق داشتند و بخشی از طبقه میانی جامعه که فقط راه یک شبه را مد نظر داشت 5 در سال 1376 موجی که به نام 2 خرداد معروف شد شامل طیفهای مختلف ناراضی جامعه بود که به تعبیری رای آنها نه بزرگ به حاکمیت بود ولی وقتی پس از دو سه سال شکستهای مختلف که از طرف جناح بالا دست به جریان اصلاح طلبان حکومتی تحمیل شد مردم در انتخابات شوراها ( به تعبیری آزاد ترین انتخابات تاریخ معاصر ) از جریان اصلاح طلب ناامید نشان دادند و جناح رقیب در یک رقابت کاملا آزاد و دموکراتیک قاطعانه پیروز میدان شد . 6 این که اکنون بگوئیم شرایط امروز جامعه به لحاظ نا امید شدن از جریان سبز مشابه همان شرایط جامعه در زمان انتخابات شوراها ی زمان اصلاحات است از دید نگارنده دور از واقعیت نیست هر چند که دیگرانی بنا به جایگاه گروهی خود و تعبیر خودشان از شرایط با توجه به محدوده نگرششان این را رد کنند ( نگارنده هم قطعا از این عیب مصون نیست ولی با توجه به برداشت خود از شرایط جامعه که در بندهای 3 و 4 اشاره ای به آن شد اعلام نظر میکند ) 7 حال در چنین شرایطی اگر تبلیغات به روی اقدامی باشد که نوید تحولات کوتاه مدت بدهد نتیجه از قبل مشخص است . عوام که اکثریت جامه فعلی را تشکیل میدهند به این موضوع توجه میکنند چه جایگزینی سریع برای حاکمان مثل رضا پهلوی یا حتی اقدام نظامی خارجی و... و توقع تحلیل و آینده نگری و واقع بینی از قشر عامی کشور در این خصوص قطعا بی پاسخ خواهد ماند . و در چنین شرایطی حتی در زمان بی ثباتی ناشی از هر پدیده ای ( چه بحران اقتصادی شدید منجر به فقر یا درگیریهای خیابانی یا درگیری نظامی در سطح کلان کشور با نیروهای خارجی و ...) در جامعه میتواند منجر به بروز تمایلات جمعی در بین جامعه شود . آنچه که هیچ فردی به تنهائی از آن سخن نمیگوید تبدیل به رفتار روزمره جمعی شود . از حرکت شعار گونه با فریادهای جاوید شاه برای شاهزاده رضا پهلوی ِ نجات بخش تا لینچ کردن افرادی که مشکوک به همکاری با نیروهای سرکوبگر بوده اند تا استقبال از حمله نظامی ( که این آخری به نظر بنده کم احتمالترین امکان خواهد بود ) .و بیشتر از همه بروز اقدامات تلافی جویانه علیه هر آنچه طی سالیان باعث فشار روانی و اقتصادی بر افراد شده که مصادیق آن در ذهن همه ما موجود است . در چنین شرایطی آنچه تاثیر گذار است جریانهای تبلیغی که اقدام به تحریک احساسات عوام کنند میباشند . آنانی که در قبل فرصت اقدام داشته اند فارق از علل ناکامی آزموده شده تلقی خواهند شد ( همانند اصلاحطلبان حکومتی ) و آنان که نیت و هدف و برنامه شان نامعلوم ( به خصوص به علت عدم امکان گفتگو و فضای لازم برای بیان خود و نظراتشان به علت برخوردهای غلط مخالفان چه حزب اللهی چه آنان که به سبز اللهی معروف شده اند ) بیشترین شانس اقبال را برای استفاده از فرصت دارند .و دریغ و افسوس بر فرصتهای از دست رفته برای ارتباط گیری با اقشار مختلف تنها گزینه پیش رو برای آنانی است که بر آگاهی رسانی اعتقاد دارند ولی در عمل ...

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

چرا نظر و ایده و راه مناسبی حتی در حد پیشنهاد هم از جائی شنیده نمیشه؟

این مطلب در رابطه با بحثی که در پیج گوگل پلاس وبلاگ مجمع دیوانگان مطرح شد نوشته شده

در مورد اینکه چرا پیشنهاد و ایده جدید و مناسب در خصوص ارائه راهکار در شرایط سیاسی فعلی از جائی شنیده نمیشه قصد ندارم مقاله بنویسم ؛ میخام ساده و روون نظر خودمو بگم .

برای تولید یک راه کار نیازهای اولیه به نظر من شامل چند تا چیز هست . یکیش اشراف به شرایط فعلی و روز جامعه و حکومت و مردم که شناخت هر سه مورد کاملا در کنار همدیگه لازمه . یه مورد دیگه وجود محافل منظم و منسجم برای تبادل نظر و تحقیق و گفتگو و برداشتهای میدانی مثل نظر سنجی و تحلیل وقایع گذشته و حال . مورد سوم عامل انسانی به مفهوم افراد واجد این شرایط و دارای استعداد و علاقه و به خصوص ممارست . ( من معتقدم از توی یک اکادمی به صرف آموزش و تمرین فوق ستاره هنری بیرون نمیاد و باید روی افرادی که زمینه چنین موضوعاتی رو دارند سرمایه گذاری کرد و اموزش و تمرین و غیره رو اعمال کرد. )

خب در مورد اول به لحاظ قطع ارتباط با زندگی روزمره مردم و جامعه و تحولات سریع در رفتا رها و روحیات جامعه ایران من بعید میدونم خارج نشینان بتونن درک مناسب برای تشخیص و پیش بینی و ... از رفتارها و نیازها و ... مردم داشته باشند و شانس اونها رو برای پیشنهادات کار امد کم میدونم و پیشنهادهای پرت مثل اسب تروا و اتو به برق زدن در یک ساعت مناسب رو صرفا به منزله طنز میبینم .

در مورد محافل منظم و منسجم در وحله اول ممکنه احزاب به ذهن شما خطور کنن ولی در ذهن من احزاب در مرحله دوم هستن و اولویت رو با اتحادیه و سندیکاهای صنفی میدونم . تو کشور ما ( البته در تاریخ سه دهه گذشته ) احزاب از طرف حاکمان و صاحبان قدرت شکل گرفتند تا بتونن حافظ منافع و مروج عقاید اونها باشن . شما نمیتونید حزبی رو پیدا کنید که با الگوی توسعه از پائین به رده های قدرت راه پیدا کرده باشه ( حتی وجود داشته باشه ) . تمام تشکلها و احزاب بر اساس الگوی توسعه از بالا شکل گرفتند به این نحو که افراد مسئول و با نفوذ و اقوام درجه یک اونها یک حزب و تشکیلات راه انداختند و با طرح شعارهای مختلف سعی به جذب هوادار داشتند که این جذب هوادارها یا تعداد محدودی رو در درازمدت ( به لحاظ منافع ناشی از رانت ) جذب کرده یا اگه افراد قابل توجهی رو جذب کرده صرفا در کوتاه مدت بوده ( به لحاظ عدم پایبندی به شعار های مطروحه )

در نقطه مقابل تشکلهای صنفی با توجه به اولویت منافعشون همواره میتونن واقع بینانه ترین دیدگاه ها رو داشته باشن و به لحاظ نیاز به اقدام نیز باید عملگرایانه و هدف مند محور ارائه راه کنن ولی در طول این سالها به طرز وحشتناکی سرکوب شدند به نحوی که احزاب مدعی مردمی بودن هم به شدت از اونها واهمه داشتند و در زمانی که در قدرت هم بودند هرگز حاظر نشدند از این تشکلات حمایت کنن و حتی نامشون رو به زبون بیارن چرا که به خوبی میدونستند نمیتونن از اونها استفاده ابزاری کنن و در صورت گسترش فعالیت اونها این احزاب هیچ جائی در بین مردم نخواهند داشت . به عنوان مثال میتونم به سندیکای اتوبوسرانی تهران وانجمن اسلامی معلمان اشاره کنم ( نمیتونم از این موضوع بگذرم که دفتر تحکیم وحدت رو هم قربانی جریانهای موسوم به اصلاح طلب میدونم که وقتی دیدند نمیتونن از اونها استفاده ابزاری کنن و اقبال عمومی مردم به نظریات آوانگارد اونها رو رو به فزونی دیدند در قلع و قمع و از هم پاشی اون تشکیلات مزورانه و رضایت مندانه سکوت کردند. )خلاصه مطلب در این زمینه این که به علت عدم امکان فعالیت این گروه ها ما فاقد اون محافل منظم و منسجم برای تولید راهکار شدیم .

در خصوص افراد خاص و صاحب نظر شاید اشاره من به مثابه اعتقاد به استعداد و ویزگی های مادر زاد به نظر بیاد ولی منظورم این نیست . ببینید حکومت نتونسته با در اختیار قرار دادن پول و امکانات به ارتش سایبریش حتی چار تا کامنت که ارزش خوندن داشته باشن تولید کنه ولی افرادی که میتونن بنویسن کم نیستند و اونهائی که تو این کار ممارست به خرج دادن و وقت گذاشتن و مطالعه کردن و .... اگه امکان ارائه مطلب ازشون گرفته بشه اونوقت با فقدان مطلب ارزشمند مواجه میشیم . طی سالها قبل از انقلاب و اوایل انقلاب سازمانها و گروهها به صورت سیستماتیک کار تئوری میکردند ( البته بیشتر نیروهای احزاب چپ اینطور بودند ) که نتیجه اون پیدا شدن تعداد زیادی فرد با اطلاعات بالا و قدرت تحلیل خوب و به خصوص از بطن جامعه و متعلق به سطوح مختلف جامعه شد که به دو گروه تقسیم میشدند . یک سمپانهای سازمانی احزاب که در بست در خدمت سازمانهای خودشون بودن و دو افرادی که اونقدر قدرت درک و تحلیلشون بالا بود که حتی از سازمانهاشون جدا میشدن و فراکسیون میزدن و ..... که متاسفانه بیشتر این افراد ( غیر از اونهائی که حدود سی سال قبل از ایران فرار کردن و الان دیگه ارتباطی با جامعه ایران ندارند ) طی سالهای دهه شصت توسط حکومت اعدام شدند ( چند وقت پیش در یک مصاحبه از یکی از جان بدر بردگان اون اعدامها خوندم که معتقد بود این تصفیه فله ای توسط حکومت یکی از دلایلش خلاص شدن از دست نیروهای آگاه برای تضمین بقای حکومت بوده – همین موضوع فعلی بحث ما – که ظاهرا در کنار تحمیق و سانسور اطلاعات و گسترش فسادهای زیر زمینی در بین جوانان و انحراف افکار اونها از مسائل جامعه در این امر موفق هم بوده اند ) . و تا چند سال گذشته با کمبود افراد صاحب نظر با قدرت تحلیل مواجه بودیم و متاسفانه علی رغم رشد نسل جدیدی از افراد در ایران که اهل مطالعه و بررسی و تحلیل بوده اند شاهد سرکوب هر اظهار نظر مخالف جریانهای قالب به بدترین نحو از طرف عوام بودیم که واژه "سبز اللهی " در راستای اشاره به برخی از این رفتارها به وجود اومد که البته خالق و یا خالقین این واژه مورد تایید بنده نیستند ولی این واژه رو من به طیفی اطلاق میکنم که در دوره هشت ساله اصلاحات و طی دوسال التهابات اجتماعی و سیاسی اخیر منطقی رو چماق کرده بودند برای خفه کردن هر نظر و پیشنهاد جدید که صرفا مصداق " عزیزان من دژمن امروز به دنبال فرصتی است تا از وحدت مومنین در جهان اسلام استفاده کند " بوده و هست و با این رفتارها تا به حال اجازه ندادند که نظریات جدید که از دل اونها باید راهکارهای متفاوت و کار آمد بیرون بیاد مطرح بشه و در جامعه پخش بشه و بازخورد خودش رو نشون بده تا بتونه رشد پیدا کنه و رفع عیب بشه .

نظر من در خصوص علل سه گانه پیرامون مسئله مطروحه این بود که در هر مورد جای بحث ارائه مثال و مصادیق بیشتر زیاد داره ولی همینجوری هم زیادی به درازا کشید .

پی نوشت این نوشته بازخوانی و اصلاح نشده منتشر میشود . پیشا پیش از اشتباهات احتمالی پوزش میخواهم.

14/10/1390

۱۳۹۰ آبان ۲۸, شنبه

ما و مافیای ما

حکومت شوروی سابق که از هم فرو پاشید نیروهای سابق ک گ پ و اونائی که من نمیدونم کیا بودن مخوفترین مافیای جهان رو راه انداختن که در عرض دو سه سال یاکوزای ژاپن و مافیای سیسیل رو از خاطره ها پاک کرد . همین انتظار رو برای بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی دارم . باندهای قدرت فعلی که پشتوانه نظامی دارن و در مواد مخدر و هر چیز دیگه ای که جریان مالی بالائی داشته باشه دست دارن بعد از فروپاشی حکومت نه تنها تضعیف نمیشن بلکه با قدرت بیشتری فعالیتهاشون رو گسترش میدن . بستر مناسب برای این کار هم در کشور کاملا مهیاست .: عدم وجود تشکیلات و سازمانهای مردمی . بی قیدی و بی توجهی به منافع عمومی در بین مردم که بیش از سه دهه است درجامعه رواج پیدا کرده . فاصله گرفتن از شاخصهای فرهنگ اجتماعی جوامع بشری و ....
این باند بازی چیزیه که سالهاست در همه جا و به همه نحوی خودش رو به صورت تفکر و روش غالب داره مطرح میکنه و در هر جائی و هر زمینه ای میشه اونو دید ؛ چند تا دستفروش که با هم کار میکنن میرن یه راسته رو مال خود میکنن و هر فرد جدیدی رو از اونجا متواری میکنن ؛ چند تا راننده مسافر کش تو یه مسیر نوبت رو رعایت نمیکنن و خارج از نوبت مسافر میزنن و اعتراض سایر راننده ها رو با دعوا و تهدید و ارعاب جواب میدن ؛ چند نفر که تو یه تیم ورزشی هوای همو دارن حتی با به باخت دادن تیم و به بازی نگرفتن برخی از بازیکنها در زمان مسابقه مربی عوض میکنن ؛ بچه های مدرسه ای با قلدر بازی و اذیت کردن دیگران بعضی از همکلاسی ها و هم مدرسه ایهاشونو تلکه میکنن ؛ .. جدیدا میگن یه گروهی تو فضای مجازی خودمون شکل گرفته ( که ظاهرا نه عرزشی هستن نه تو هیچ جریان سیاسی جا دارن ) که از هر کی خوششون نمیاد و باهاش مسئله پیدا میکنن دسته جمعی ریپورتش میکنن و آی دیشو با مشکل مواجه میکنن . ( قبلا هم تو فضای مجازی شاهد بودیم که گروه های چند نفره با هم میریختن سر یه نفر به جای بحث و تبادل نظر طرف رو ترور شخصیت میکردن ) . خب با چنین فضا و شرایطی بعد از فروپاشی حکومت شاهد اتفاقات و جریاناتی خواهیم بود که نه تنها خوشایند نیست بلکه شرایط زندگی رو به مراتب سخت تر و غیر تحمل تر میکنه ( هر چند این روند بدون فروپاشی حکومت هم ادامه پیدا خواهد کرد و رشد میکنه - ولی بعد از تغییرات بزرگ دچار جهش ماهوی خواهد شد ) . و جالب اینه که در شرایط فعلی برای مقابله با هر کدوم از این باندها و جریانها تنها راه ممکن تشکیل یه باند و گروه در مقابل اونهاست و
گویا این تراژدی کمیک سرنوشت جامعه ماست

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

برای گودر

مرثیه سرائی نمیکنم . کوتاه و خلاصه میگم . گودر داره روزهای پایانیش رو میگذرونه . گودری که بنا به شرایط و زمان و افراد کاربر در اون نه یک جامعه مجازی بلکه یه فرهنگ شد . با خورده فرهنگهای درونش . فرهنگی که بنا به همون دلالیلی که منجر به شکل گیریش شد دیگه قابل تکرار نیست . قابل فراموش شدن هم نیست . با پایان گرفتن این فرهنگ و تمدن در این فضا مهاجرین این فرهنگ رو به جاهای دیگه منتقل میکنن و طبیعیه که این مهاجرین بر اساس خورده فرهنگهای خودشون بخشی از این فرهنگ رو در جای دیگری گسترش میدن و با توجه به شرایط جدید این فرهنگ میتونه عوض بشه ؛ و حتما عوض میشه . ولی این که تا چه حد متحول بشه و به چه سمت و سوئی مایل بشه بستگی به شرایط فضای جدید و مهاجرین داره که اون قسمت دوم یعنی مهاجرین بسیار تاثیر گذار تر هست . اما چیزی که غیر قابل انکاره اینه که اون فرهنگ گودر دیگه قابل تکرار نیست . قابل فراموش شدن هم نیست .
پی نوشت : اینو قرار بود بذارم برای روز آخر . بعد فکر کردم ممکنه جو خیلی احساستی باشه تو اون زمان و جای این حرفا نباشه . اینه که همین الان منتشرش میکنم .

۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

آن مرد با سیب آمد


آن مرد آمد .
آن مرد با سیب آمد .
آن مرد رفت .
آن مرد دنیا را پر از سیب کرد و رفت .

پی نوشت : چقدر خوبه که وقتی یه نفر میره اینقدر به نیکی ازش یاد میکنن . از خودش و به خصوص نتیجه کارهائی که کرده .

۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه

پیرامون افشاگری

بارها شنیدید که مسئولین مختلف در منازعات با دیگر مسئولین از اهرم فشار افشاگری استفاده کردن . این رو هم در زمان اصلاحات از مسئولین و نمایندگان و حتی روزنامه نگاران شنیدیم و هم در زمان احمدی نژاد از نمایندگان و دولتمردان و عوامل رسانه ای اونها. نکته خیلی ساده و روشنه . اگراطلاعاتی وجود داره و تهدید کننده به اونها دسترسی داره ولی اونها رو منتشر نکرده فقط میتونه علتش باج خواهی و زد و بند پشت پرده باشه و اگر بعد از تهدید اقدام به نشر اونها گرفته بشه یعنی زد و بند ها در جهتی نبوده که دوست داشته . در هر صورت درسته که از این افشاگریها جهت افزایش اطلاعات عمومی استقبال میشه ولی به دید بنده کسی که اطلاعاتی رو داشته و از اون برای زد و بند و حق السکوت استفاده کرده بسیار نکوهیده تر از فرد یا جریانیه که به هر موضوعی هر چند بزرگ و حاد متهم میشه . اگر اسناد و اطلاعاتی در مورد قانون شکنی فرد یا افرادی وجود داره باید بدون فوت وقت در اختیار افکار عمومی قرار بگیره و گرنه هر دو طرف موضوع ( افشا کننده و افشا شونده ) رو باید با هم بست به یه گاری .
وقتی مردم رو اینطور سیاهی لشکر و ... فرض میکنن اوج بیشعوری و توهین رو به نمایش گذاشتن

۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

خود کشی

"خودکشی سه نوع داره .خودخواهانه / دیگر خواهانه /آنومیک . در اولی فردگرائی به حدی میرسه که ارتباط فرد با جامعه قطع میشه . در دومی فرد اینقدر درگیر جامعه پیرامونش میشه که فردیت خودش رو فراموش میکنه . در نوع آنومیک علت ناشی از بی هنجاری هست (که در ایران بیشترین مصادیق رو داره ) در واقع حاصل یک بحران نظم اجتماعی در درون جامعه و بروز بحرانهای متعدد، مثل بحرانهای خانوادگی، اقتصادی و همینطور بحران‌های اجتماعی است که فرد را می‌برد به سمت تلاش برای کاهش دادن رنج‌های خودش ." (نقل از دکتر سعید مدنی )
آمار رسمی خودکشی در ایران
سال 1382 تعداد 3967 نفر
درسال 1385 تعداد 7402 نفر ( اقدام به خود کشی )
سال 1386تعداد 4200نفر
در مورد سالهای اخیر نتونستم آماری پیدا کنم . گویا مثل خیلی دیگه از معضلات منع اعلام آمار وجود داره . در خصوص پژوهش پیرامون علل و شرایط و نتایج خودکشی فکر میکنید چند تا تحقیق حتی ساده مثل این در کشورمون وجود داشته باشه ؟ ( تو چند تا خط میتونید نتیجه اون تحقیق متفرقه رو بخونید ) . من نه متخصص این امر هستم و نه اصول کار پژوهشی برای این نوشته رو رعایت کردم . این یه نوشته ساده است از روی کنجکاوی که ببینم این همه مطلب در مورد دو فقره خودکشی اخیر توی فضای مجازی بر چه مبنائی صورت گرفته . این دو مرحوم خیلی با سایر درگذشتگان فرق میکردن ؟ سایر افرادی که خود کشی کردن و میکنن ارزش توجه رسانه ای ندارن؟ مد ( جو قالب ) روز بود ؟ همه نوشته ها جنبه خبر رسانی صرف داشته ؟
بسیار مایلم نظرات در این باره رو بشنوم و علت نوشتن این متن هم همین بوده .