پی نوشت : پر بیراه نیست که انتظار داشته باشیم برخی از نیروهای هوادار جریان سبز ادعا کنند که همیشه از نیروهای برانداز و گفتمان بر انداز پرهیز کرده و میکنند ولی به آنها یاد آوری میکنم که گفتمان اصلاحات با گفتمان براندازی متفاوت است و اگر چنین مدعائی دارند منبعد باید تمام سخنها و مواضع و انتقاداتشان در چارچوب اصلاح طلبی و الزامات آن باشد و بد نیست اگر بررسی کوچکی انجام بدهند تا مشخص شود تغییر چه چیزهائی مرز بین اصلاح طلبی و تغییر حکومت را شکل میدهد و منبعد از آن تغییرات و بیش از آن سخن نگویند
۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سهشنبه
در رد مدعای فراگیر بودن سبزها
پی نوشت : پر بیراه نیست که انتظار داشته باشیم برخی از نیروهای هوادار جریان سبز ادعا کنند که همیشه از نیروهای برانداز و گفتمان بر انداز پرهیز کرده و میکنند ولی به آنها یاد آوری میکنم که گفتمان اصلاحات با گفتمان براندازی متفاوت است و اگر چنین مدعائی دارند منبعد باید تمام سخنها و مواضع و انتقاداتشان در چارچوب اصلاح طلبی و الزامات آن باشد و بد نیست اگر بررسی کوچکی انجام بدهند تا مشخص شود تغییر چه چیزهائی مرز بین اصلاح طلبی و تغییر حکومت را شکل میدهد و منبعد از آن تغییرات و بیش از آن سخن نگویند
۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه
مجلس بعدی
۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سهشنبه
چرخ چرخ عباسی
ملی گراها در جنبش صنعت نفت در کنار توده ایها در مقابل شاه ایستادند
شاه به قدرت برگشت و ملی گراها و توده ایها کنار زده شدند
بعد از 57 ملی گراها و توده ایها و ... به قدرت رسیدند و شاه رفت
بعد چپهای مذهبی به قدرت رسیدند و ملی گراها و توده ایها کنار رفتند
بعد راستهای مذهبی به قدرت رسیدند و چپهای مذهبی کنار رفتند
بعد چپهای مذهبی با عنوان اصلاح طلبی و دیگرانی به قدرت رسیدند . البته راستها کنار نرفتند و اونها هم در قدرت باقی ماندند و کلن خر تو خری شد برای خودش .
بعد راستها ی مذهبی رادیکال با نئو محافظه کاران به قدرت کامل رسیدند و چپهای مذهبی معروف شده به اصلاح طلبها را کنار گذاشتند
بعد راستهای مذهبی با نئو محافظه کاران رقابت میکنند و چپ های مذهبی هم در زندان و حبس و مهاجرت .
و جالب اینکه برخی از نارضایان وضع کنونی چشم نجات به همان چپهای مذهبی دوخته اند که بیایند و نجاتشان بدهند . این دیگر خاله بازی نیست باید شعر خواند و دست زد و شادی کرد : تاب تاب عباسی ( و دعای کمیل برگذار کرد و شمع نذر کرد که : ) خدا منو نندازی .
پی نوشت : به احترام در گذشتگان تمام کسانی که در چرخه های بالا از کهولت سن یا ... درگذشتند را عنوان مردن و تمام شدنشان را حذف کردم به همین دلیل پایان هر عبارت کمی گنگ و نامفهوم جلوه میکند . خودتان تنها دلیل برنگشتن بعضیها در چرخه قدرت را میدانید . مگر مرگ چاره ساز باشد .
پی نوشت دو : من اونقدر احمق نیستم که بیام توضیح بدم چه فرقی هست بین دست به دست شدن قدرت بین مثلا دو جریان فیلها و خرها در فلان کشور و چرخه بیمار قدرت مندان حکومت خودمان ( که متکی بر افراد است نه نظریه و تئوری و روش و برنامه و ... ) . شما هم لطفا من رو احمق ندونید که در این باره از من سوال کنید .
۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه
بازی تمام شده؟
۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه
پیرامون نقد تبلیغات
یه مثال میزنم : شما نمیتونی بری به خاله بازی چند تا بچه مثلا پنج ساله نگاه کنی و بگی مثلا چرا بین اتاق و پذیرائی دیوار و در واقعی وجود نداره ؟ . چون بچه ها شیفته اون بازی هستن و در اون اوج شیفتگی همه چیز رو همونجور که فکر میکنن میبینن.
اون کسی که شیفته تهیه یک قرصه که فوری قدش بلند بشه اهل منطق و علم و تجربه نیست . و اون شرکت اون تبلیغ رو نه برای شما که برای اون فرد و افراد مثل اون میسازه. پس هر چه رویائی تر بهتر . بذار مخاطب قبول کنه که فلانی نمیتونسته تو فلان ورزش وارد بشه ولی با خوردن اون قرصها قدش بلند شده و الان ورزشکار حرفه ای شده و خیلی هم راضیه.از اون چیزی که در وبلاگهای تشکیلاتی نوشته میشه تعجب نکنید . مخاطب اونها شما نیستید . اونها برای عرزشی ها نوشته میشه که شیفته اون مطالب شدن . اینو برای همه جریانها بسط بدید و دقت کنید ببینید تو چند تا مطلب و کالا و محورو آقا و موضوع شیفته هستید ؟ آیا در اوج علاقه و توجه به چیزی با نگاه انتقادی هم به اون نگاه میکنید ؟ اگر نه .... در اون خصوص دارید خاله بازی میکنید .
۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه
این روزها سبزها چه میگویند؟
بحران اقتصادی بیرحمانه شروع به تاخت و تاز کرده . قیمت سکه بهار آزادی زمانی که من این نوشته را شروع کردم یک میلیون و پنجاه هزار تومان و هر دلار 2050 تومان اعلام شده ( مرجع سایت مثقال ) ولی نمیدانم زمانی که نوشته را تمام میکنم و منتشر شود قیمت چقدر خواهد بود . قیمت یک نوع برنج ارزان قیمت از 2400 تومان روز شنبه به 3250تومان در صبح دو شنبه رسیده و این تازه آغاز ماجراست . در چنین شرایطی نظریه پردازان و تئوریسنهای سبز چه میگویند ؟ اقتصاد دانهای آنها کجا هستند ؟ ( چند تن از سرشناسان آنها در زندان ولی مابقی چه ؟ ) در این مقطع پیشنهاد های اقتصادی برای برون رفت از بحران فعلی چیست ؟ این که کناری نشسته و شاهد دست و پا زدن دولت احمدی نژاد و یا کل حکومت باشند کفایت میکند ؟ این که بگویند ما گفته بودیم ( که همه گفته بودند حتی اصولگرایان هم ) کفایت میکند ؟ گروهی که قرار بود دولت تشکیل بدهند و قوه مجریه را در دست بگیرند چه راهکاری برای برون رفت از این بحران اقتصادی ارائه میکنند ؟ آیا با شیر کردن عکسهای آقای مهندس موسوی قرار است مشکل نان شب مردم حل شود ؟ آیا بعد از تعطیلی های روز افزون کارگاه های تولیدی و بیکار شدن کارگرانی که قربانی قرار دادهای موقت کار ( که این قانونها محصول دوران سازندگی و اصلاحات و مهرورزی با هم میباشد )میشوند و کارمندانی که حقوق ثابت حد اقلی را دریافت میکنند و بدون چاره ماندن آنها و خانواده هایشان انتظار دارید که بروند و بیانیه های متوالی جناب مهندس موسوی را مطالعه کنند یا به نظریه های پرهیز از خشونت اصلاح طلبهای حکومتی پایبند بمانند . بعد از حدود دو سال از اتفاقات سال 88 چه راهکاری پیش پای عموم مردم قرار داده اند ؟
ما در این میان چقدر مقصر هستیم ؟ همه ما . و همه آنهائی که یک ملت را به صبر توصیه میکردند .
اندکی صبر سحر نزدیک است ؟
شاید ؛ ولی این سحر بسیار خونین به نظر میرسد . قبلا هم گفته ام زمان برای فرصت طلبان و موج سواران مساعد است . گروهی شرایط را برای اینان مساعد کرده اند . البته بسیار واضح و روشن است که چه کسانی و چگونه.
همیشه شنیده ایم که هیچ وقت برای هیچ چیز دیر نیست .
ولی الان به نظر میرسد که برای خیلی چیزها خیلی دیر شده .