حکومت ( نه دولت ) شرایط بدی را تحمل کرده . همه چیز را سعی کرده زیر سبیلی رد کند تا این دولت و وزارت کشورش انتخابات را برگذار کند و پرده ای دیگر از نمایشات متظاهرانه حکومت در سخت ترین شرایط بگذرد . اما پس از برگذاری جدا از این که چه نتیجه ای حاصل شود ( درست تر اینکه چه نتیجه ای اعلام شود ) زمان اقدام حکومت فرا میرسد . اقداماتی که دیگر بدون ملاحظه و تعارف و ظاهر سازی حد اقلی که طی ماه های اخیر مراعات میکرده صورت خواهد گرفت . از فردای انتخابات انتظار هر گونه شگفتی از جانب حکومت را دارم . از کش دادن سوال از رئیس جمهور در مجلس که به بعد از انتخابات موکول شده بود تا حد استیضاح و عدم کفایت تا برخوردهای پلیسی و امنیتی با منتقدین جزء و مستقل و هر چیزی که حتی الان به ذهنمان خطور نمیکند . فردای انتخابات زمان رها شدن فشاری است که حکومت طی مدتی طولانی تحمل کرده . این چیزی است که من فرای نتایجی که اعلام خواهد شد پیش بینی میکنم و برای اولین بار واقعا امید وارم که پیش بینی اشتباهی داشته باشم چون نتیجه آن را در بسته تر شدن به مراتب بیشتر فضای جامعه میبینم .
۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه
چیزی دیگر در فردای انتخابات
حکومت ( نه دولت ) شرایط بدی را تحمل کرده . همه چیز را سعی کرده زیر سبیلی رد کند تا این دولت و وزارت کشورش انتخابات را برگذار کند و پرده ای دیگر از نمایشات متظاهرانه حکومت در سخت ترین شرایط بگذرد . اما پس از برگذاری جدا از این که چه نتیجه ای حاصل شود ( درست تر اینکه چه نتیجه ای اعلام شود ) زمان اقدام حکومت فرا میرسد . اقداماتی که دیگر بدون ملاحظه و تعارف و ظاهر سازی حد اقلی که طی ماه های اخیر مراعات میکرده صورت خواهد گرفت . از فردای انتخابات انتظار هر گونه شگفتی از جانب حکومت را دارم . از کش دادن سوال از رئیس جمهور در مجلس که به بعد از انتخابات موکول شده بود تا حد استیضاح و عدم کفایت تا برخوردهای پلیسی و امنیتی با منتقدین جزء و مستقل و هر چیزی که حتی الان به ذهنمان خطور نمیکند . فردای انتخابات زمان رها شدن فشاری است که حکومت طی مدتی طولانی تحمل کرده . این چیزی است که من فرای نتایجی که اعلام خواهد شد پیش بینی میکنم و برای اولین بار واقعا امید وارم که پیش بینی اشتباهی داشته باشم چون نتیجه آن را در بسته تر شدن به مراتب بیشتر فضای جامعه میبینم .
۱۳۹۰ اسفند ۹, سهشنبه
آثار انتظار
در تمامی این موارد شاید به ذهن شما خطور کند که بله کمی تاثیر داشته و دارد ولی اصل موضوع جدا از این انتظار و بال و پر دادن به این شایعات است . و بنده نیز این را قبول دارم . بلی اتفاقات فارق از انتظار ما صورت میپذیرد .
اما
نکته اصلی این است که با این انتظار و دامن زدن به شایعات پیرامون آن جو روانی برای پذیرش این مشکلات را آماده کرده ایم و بزرگترین مشکل این میشود که نوع و شدت واکنش به این اتفاقات فوق العاده تغییر میکند که این تغییر همیشه به سمت پذیرش و انفعال بوده که به هیچ وجه پدیده مناسبی نیست . هر چند که شاید دیر شده باشد اما شاید بهتر باشد که میزان حساسیتمان را نسبت به اتفاقات در پیش رو به دست خود کاهش ندهیم . هر چند که در اینجا رفتاری برای واکنش به این اتفاقات پیشنهاد نشده ولی گمان بر این است که همگی با این موضوع که انفعال و پذیرش تام اتفاقات پیش رو خاسته ما نیست و از اهداف دیگرانی است که در این اتفاقات مستقیم و یا غیر مستقیم دست دارند ؛ هم نظر هستیم و باشد که گام اول برای عدم پذیرش تام و منفعلانه در مقابل این اتفاقات را به این صورت پذیرا باشیم .
۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه
چه چیزهائی را از جریان سبز میخواهید؟
عده ای در خصوص انتخابات مجلس توصیه به تحریم میکنند . فردی مثل کواکبیان هم مثلا میگوید : اگر در انتخابات شرکت نکنیم در عوض چه بکنیم ؟
عده ای ماستشان را میخورند و در فضای مجازی جنبش سبز برایشان چیپس است .
کار منتقد نقد کردن است . قصدش رقابت با فیلمساز نیست . فیلمساز نمیتواند بگوید چون تو فیلم بهتری ارائه نمیکنی پس لال شو و همین است که هست و باید همین را قبول کنی . و اگر بگوید شنونده قضاوت خواهد کرد .
واژه هائی چون تحریم فعال لبخند بر لب من می نشانند . تحریم که تحریم است ؛ فعالیتش واقعا در چیست ؟ تهیج دیگران به تحریم ؟ این که خود در نفس تحریم مستتر است . شیشکی بستن برای شرکت کنند گان در انتخابات ؟ تف کردن به کاندید شدگان تا خیس شوند ؟ بحث فعالیتهای خرابکارانه و تروریستی و این حرفها که مطرح نبوده و نیست . واقعیت به دور از بازی های کلامی و پیچاندن موضوع این است که فعلا هیچ آلترناتیو دیگری برای شرکت در انتخابات در دسترس نیست ولی چون باور داریم از این انتخابات چیزی حاصل نمیشود و بسا آب به آسیابی غیر ریخته خواهد شد آن را رد میکنیم .
نکته در اینجاست که نداشتن جایگزین مناسب برای چیزی دلیل برای پذیرفتن آن چیز نیست . و اگر کسی این نکته را نمیپذیرد باید از کواکبیانهای نوعی در مجلس حمایت کند و برود و به آنها رای دهد . ولی به قول قدیمی ها " تهی پای رفتن به از کفش تنگ" .
عده ای دارند ماستشان را میخورند حالا کنارش چیپسی هم باشد . جنبش سبز ؛ مداخله نظامی خارجی ؛ انقلاب داخلی ؛ تشکلات صنفی و حزبی ؛ رضا پهلوی ؛ و .... اختلاف در نوع چیپس است . ( من البته فقط پیاز و جعفری ) . با توجه به محدودیت تعداد کابران فضای مجازی ( و محدود تر بودن آنان که با ماستشان به چیپس هم علاقه دارند ) این اختلافها تقریبا حد اقل تاثیر در جامعه را خواهد داشت . ( نمیدانم شما هم با من هم عقیده هستید که درصد بسیار بالائی از کاربران فاقد ارتباط های "موثر" با لایه های اجتماعی هستند ؟). ولی با همین گفتگو ها و تبادل نظر ها نوع نگرش و ذهن ما میتواند به درک بهتری از شرایط و ... برسد و در آینده بلند مدت در تصمیم گیری ها به ما کمک کند و به خصوص در کوتاه مدت شناخت ما نسبت به شرایط و طیفهای پیرامونمان را بهبود بخشد .
حالا من با خود می اندیشم که دنبال چه هستم وچه میخواهم ؟ و آیا آنچه میخواهم را در جریان سبزخواهم یافت ؟ بخش اصلی سوال اول است . آنچه هر کس میخواهد چیست ؟ قطعا پاسخها آنقدر متنوع است و شامل طیفهای متفاوتی است که اگر کسی بخواهد همه آنها رادر چیزی یا واژه ای جمع کند از دید من یک نام دارد : احمق
اما اگر قصد کند که دنبال وجوه مشترک این خواستها باشد آنوقت لازم است که ابتدا خواستهای متضاد را تفکیک کند چون جمع نقیضین در این کار اشتباه است . بعد این وجوه مشترک را نه در تعاریف مبهم ( احمقانه ) که در تعاریف شفاف و روشن و مصداق دار مدون کند .
حال نکته دوم : آیا از توی این جریان سبز چیزی در می آید یا چون مجلسی برای کواکبیان هاست ؟ قسمت سخت ماجرا اینجاست که چه طور تشخیص بدهیم این جریان در راستای تمام یا حد اقل بخشی از خواسته ها ی ما هست یا نیست ؟ حال که ما خواسته های خودمان را هر کدام جدا گانه برای خودمان مدون کردیم میماند این که ببینیم جریان سبز چقدر از این خواسته ها را پوشش میدهد . آن کس که بگوید همه چیز را پوشش میدهد و فراگیر است و فلان تنها از سوی من لبخندی را جواب خواهد گرفت نه بیشتر و شما مختارید در تعامل با چنین جوابهائی . برای یافتن این جواب باید به رفتار و عملکرد و برنامه و اهداف این جریان نگاه کرد اما با توجه به این که بنده شخصا از گرفتن جواب نا امید هستم ( و این صرفا نظر شخصی یک نفره بنده است ) تمرکز خود را روی سوال اول میگذارم شاید که از میان گفتگو ها و تبادل نظر ها جواب سوال دوم تا حدودی در آینده روشن شود . حال سوالهای من :
من واقعا و صریح و شفاف دنبال چه چیزی هستم ؟ چه زمینه هائی ؟ تا چه حدی ؟ در چه زمانی ؟ به چه قیمتی ؟ از چه راهی ؟ و .....
و شما ؟
۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سهشنبه
در رد مدعای فراگیر بودن سبزها
پی نوشت : پر بیراه نیست که انتظار داشته باشیم برخی از نیروهای هوادار جریان سبز ادعا کنند که همیشه از نیروهای برانداز و گفتمان بر انداز پرهیز کرده و میکنند ولی به آنها یاد آوری میکنم که گفتمان اصلاحات با گفتمان براندازی متفاوت است و اگر چنین مدعائی دارند منبعد باید تمام سخنها و مواضع و انتقاداتشان در چارچوب اصلاح طلبی و الزامات آن باشد و بد نیست اگر بررسی کوچکی انجام بدهند تا مشخص شود تغییر چه چیزهائی مرز بین اصلاح طلبی و تغییر حکومت را شکل میدهد و منبعد از آن تغییرات و بیش از آن سخن نگویند
۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه
مجلس بعدی
۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سهشنبه
چرخ چرخ عباسی
ملی گراها در جنبش صنعت نفت در کنار توده ایها در مقابل شاه ایستادند
شاه به قدرت برگشت و ملی گراها و توده ایها کنار زده شدند
بعد از 57 ملی گراها و توده ایها و ... به قدرت رسیدند و شاه رفت
بعد چپهای مذهبی به قدرت رسیدند و ملی گراها و توده ایها کنار رفتند
بعد راستهای مذهبی به قدرت رسیدند و چپهای مذهبی کنار رفتند
بعد چپهای مذهبی با عنوان اصلاح طلبی و دیگرانی به قدرت رسیدند . البته راستها کنار نرفتند و اونها هم در قدرت باقی ماندند و کلن خر تو خری شد برای خودش .
بعد راستها ی مذهبی رادیکال با نئو محافظه کاران به قدرت کامل رسیدند و چپهای مذهبی معروف شده به اصلاح طلبها را کنار گذاشتند
بعد راستهای مذهبی با نئو محافظه کاران رقابت میکنند و چپ های مذهبی هم در زندان و حبس و مهاجرت .
و جالب اینکه برخی از نارضایان وضع کنونی چشم نجات به همان چپهای مذهبی دوخته اند که بیایند و نجاتشان بدهند . این دیگر خاله بازی نیست باید شعر خواند و دست زد و شادی کرد : تاب تاب عباسی ( و دعای کمیل برگذار کرد و شمع نذر کرد که : ) خدا منو نندازی .
پی نوشت : به احترام در گذشتگان تمام کسانی که در چرخه های بالا از کهولت سن یا ... درگذشتند را عنوان مردن و تمام شدنشان را حذف کردم به همین دلیل پایان هر عبارت کمی گنگ و نامفهوم جلوه میکند . خودتان تنها دلیل برنگشتن بعضیها در چرخه قدرت را میدانید . مگر مرگ چاره ساز باشد .
پی نوشت دو : من اونقدر احمق نیستم که بیام توضیح بدم چه فرقی هست بین دست به دست شدن قدرت بین مثلا دو جریان فیلها و خرها در فلان کشور و چرخه بیمار قدرت مندان حکومت خودمان ( که متکی بر افراد است نه نظریه و تئوری و روش و برنامه و ... ) . شما هم لطفا من رو احمق ندونید که در این باره از من سوال کنید .