۱۳۹۲ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

درسهای احتمالی از میدان تقسیم

نوشتم احتمالی که  از عنوان این توقع به وجود نیاد  که الان قصد مقایسه و نتیجه گیری و ارائه راه کار دارم . صرفا به این فکر میکنم که با توجه به تفاوتهای جامعه و حکومت ایران و ترکیه برای نقد و تحلیل و مقایسه باید فاکتورهای زیادی رو در نظر گرفت و حالا که از صبح امروز حمله دوباره پلیس به میدان تقسیم فاز جدیدی از برخورد با معترضان رو  راه انداخته  دو احتمال ساده پیش رو هست . موفقیت دولت در سرکوب معترضان و یا عدم موفقیت دولت در سرکوب . 
اگر دولت موفق به سرکوب معترضان نشه که شخصا تمایل دارم موفق نشه بحثهای مقایسه اعتراضات ترکیه و ایران سال 88 بسیار پیچیده و ... باقی خواهد ماند ولی اگر این دولت باشه که با خشونت بالا بتونه معترضان رو شکست بده اونوقت مشابهت های اتفاقات ترکیه و ایران بسیار بیشتر میشه و راهکارهائی که معترضین ترکیه ( که فاقد لیدرهای سیاسی و مذهبی و ... هستند ) در به چالش کشیدن دولت چه به صورت مطالبه از کشورهای صنعتی  و چه به صورت کنشها و واکنشهای مستقیم داخلی میتونه الگوی مناسبی برای بررسی و تعمیم در کشور خودمون باشه . چون بسیار مهمه که ببینیم مردمی که چشم به یک نجات دهنده ندارن چگونه برای اهداف و منافعشون اقدام میکنن ؟

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت

یکی از سوء تفاهماتی که بسیار در گفتگوهای سیاسی بین کاربران شبکه های اجتماعی مشاهده میشود عدم تشخیص مناسب برای کاربرد برنامه های کوتاه مدت و دراز مدت است . بارها شاهد بودیم که در مباحثه های گوناگون فرد یا افرادی در خصوص مشکلی فراگیر صحبت از فرهنگ سازی میکنند بدون آنکه در نظر بگیرند معضل مورد نظر بسیار بحرانی شده و نیاز به اقدامات مناسب به صورت سریع دارد .
فرض کنید بیماری که دندانی خراب و کاملا فاسد از ریشه دارد و از شدت درد به خود میپیچد و نیاز مبرم به جراحی و بیرون کشیدن آن عضو فاسد دارد ؛ حال گفتگو درمورد فرهنگ بهداشت دهان و دندان در عین اینکه درست است ولی مشکل گشا نیست . درست است که نمیتوان منکر لزوم مسواک زدن در نوبتهای متوالی در روز شد ولی در خصوص بیمار مورد نظر صحبت از این که جراحی فایده ندارد و اگر این دندان فاسد کشیده شود باز هم چون فرد مورد نظر عادت به رعایت بهداشت ندارد دوباره دندان دیگری از او فاسد میشود کاملا احمقانه است . پر واضح و روشن است که باید در زمانی که مشکل یک بیمار حاد شده دست به اقدامات فوری و در صورت لزوم جراحی و حتی قطع عضو زد و سپس در خصوص پیشگیری از تکرار بیماری اقدام کرد ؛ نه اینکه برای بیماری که دچار قانقاریا شده ؛ به جای جراحی و قطع عضو پیشنهاد شرکت در دوره های آموزش بهداشت و ضد عفونی کردن زخم و ...تجویز کنیم  و بگوئیم اگر فرهنگ لازم را یاد نگیرد باز هم دچار همین مشکل خواهد شد .  بدیهی است بیمار قبل از رسیدن به محل کلاس در اثر شدت بیماری فوت خواهد کرد .
اینچنین است که برخی از دوستان در خصوص مشکلات حاد جامعه کنونی همواره دم از فرهنگ سازی و اقداماتی میزنند که جزو برنامه های بلند چندین و چند ساله است و همانطور که عرض شد نمیتوان اقدامات زیربنائی را رد کرد ولی تکیه صرف به چنین اقداماتی  و روبرگرداندن از اقدامات فوری و قاطع درمانی منجر به فروپاشی جامعه خواهد شد و دیگر جامعه ای باقی نخواهد ماند که در درازمدت برنامه های اصلاحی برای آن پیاده کنیم .


۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه

انتخابات - بخش اول

وقتی فرد یا گروهی در شرایط فعلی ایران و با توجه به سوابق گذشته انتخابات کشور از دیگران برای شرکت در انتخابات دعوت میکند ابتدا باید سازوکارهای مورد  نظرخودش برای سلامت انتخابات را بیان کرده و سپس برای سایرین اثبات کند که شرایط مورد نظر در انتخابات پیش رو مهیاست ؛ همچنین لازم است به نتایج انتخابات گردن نهد و در صورتی که در جریان برگذاری انتخابات شرایط تغییر کرد و سلامت انتخابات مخدوش شد باید از قبل تمهیدات لازم برای اثبات تخلفات مهیا شده باشد و صرف ادعای تخلف از طرف طیف بازنده نمیتواند رافع مسئولیت آنها باشد و اگر توان چنین تمهیداتی را ندارند حد اقل انتظار این است که موضوع را با مخاطبان خود قبل از برگذاری و در زمان دعوت آنها برای شرکت در انتخابات  به صورت شفاف در میان بگذارند و اعلام کنند که توان پاسداری از رای شرکت کنندگان را ندارند  چرا که در کشوری فاقد نهاد های دموکراتیک و ناظران بین المللی مردم توان حفاظت از آرای خود را حتی اگر در اکثریت نزدیک به مطلق هم باشند ندارند . فلذا درصورتی که موضوع از طرف دعوت کنندگان به مخاطبان اعلام قبلی نشود ؛  تنها شبه ای که از دعوت ایشان به وجود می آید شبه شهوت در بازی بودن با انگیزه های متفاوت میباشد . 
افرادی که قصد شرکت در انتخابات را دارند نیز باید برای خود مشخص کنند که آیا به سلامت انتخابات پیش رو باور دارند ؟ آیا تمهیدات لازم برای پاسداشت از آرای آنان مهیاست ؟ چرا که در صورت شرکت در انتخابات لازم است به نتایج آن احترام بگذارند و در صورت شکست  پیروزی طرف مقابل را به رسمیت بشناسند.
دعوت کنندگان با احترام گذاشتن به مخاطبین باید از آدرس های اشتباه دادن و خلط مباحث در این خصوص پرهیز کرده و ابتدا به ساکن بحث سلامت انتخابات را روشن کنند و سپس به دنبال روشهای خود جهت جذب رای دهندگان باشند .

۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

افزایش قیمت پسته ؛ پیشنهاد تحریم یا باز هم اقدام قبل از بررسی

تقریبا همگی از افزایش قیمت پسته اطلاع پیدا کردید . این روزها همه چیز گران میشود و البته پسته با یک جهش قیمت مواجه شده . همینطور اکثرا در جریان اس ام اس های تحریم آجیل برای عید قرار گرفتید . نگارنده چون در جریان برخی جزئیات نیست با سوالهائی مواجه شده :
- آیا محصول پسته نیاز به سموم و افت کشهای خارجی زیادی دارد که به علت افزایش قیمت ارز منجر به بالا رفتن بسیار زیاد قیمت تمام شده گردیده ؟ اگر چنین باشد که بحث تحریم موردی خرید پسته در شب عید موضوعیت ندارد .
- آیا به دلیل افزایش قیمت ارز میزان صادرات پسته افزایش چشمگیر داشته و میزان عرضه در مقابل تقاضا کاهش پیدا کرده ؟ در خبرها خبر ممنوعیت شش ماهه صادرات پسته شنیده شد که در کمتر از 48 ساعت خبر لغو این ممنوعیت را هم از دوستان شنیدم و البته از صحت هیچکدام هم مطمئن نیستم . در هر صورت اگر میزان عرضه و تقاضا در بازار نامتعال شده البته که تحریم شاید به تعادل بین عرضه و تقاضا کمک کند ولی بار معنائی تحریم برای این فرایند به نظر نامناسب می آید . طبیعی هست که در صورت افزایش قیمت یک کالا سبد خرید  برخی از دهک های خانوار از آن کالا تهی شود ( این یک پدیده ساده  و طبیعی در جامعه سرمایه داری است . و پسته هم میتواند بنا به دلیل عدم توازن عرضه و تقاضا و افزایش قیمت حتی تا ردیف خاویار خود را بالا بکشد ) با این تفاصیل اگر علت گرانی پسته در بازار این باشد دعوت به تحریم خرید این کالا شبیه به دعوت به تحریم خرید مثلا خاویار میباشد و صراحتا عرض میکنم که موضوعیت ندارد .
- آیا علت افزایش قیمت اقدام هماهنگ دلالان و وبورس بازان این محصول است ؟ اگر چنین باشد باید گفت کشاورزان و تولید کنندگان از افزایش قیمت هیچ سهمی از سود حاصله ندارند و صرفا دلالان در پی کسب درآمد کلان از این افزایش ناگهانی قیمت هستند و در چنین حالتی تحریم میتواند پاسخی محکم و موثر  در مقابل این اقدام  دلالان باشد .
اما واقعا دعوت کنندگان به تحریم پسته  بررسی لازم را در خصوص علت افزایش ناگهانی قیمت این کالا انجام داده اند ؟ یا صرفا با یک واکنش احساسی از روی فشار اقتصادی مواجه هستیم که نه هدف روشنی دارد و نه تاثیر آن مشخص است که  در کجا و بر روی چه گروه هایی بروز میکند ؟ این اقدام  آیا پشتوانه فکری به لحاظ ارزیابی اقتصادی  بر مبنای  تحلیل و بررسی ساده و اولیه را دارد یا صرفا یک هیجان اجتماعی بدون راستا و جهت است ؟ اقدامات بی هدف و بدون پشتوانه تحلیلی و بررسی میتواند اثرات نامناسبی از خود بجا بگذارد حد اقل اینکه میزان استقبال از اقدامات جمعی در آینده را به دلیل عدم اطمینان از چنین برنامه هائی کاهش بدهد . به همین لحاظ حداقل وظیفه پیشنهاد دهندگان چنین برنامه هائی ارائه دلایل و مستندات اولیه در این خصوص می باشد .

۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

عکدمی و جنجال اسلام التقاطی

در برنامه موسیقی شبکه ماهواره ای پر مخاطب من و تو خانمی با حجاب اسلامی شرکت کرده و شوهری غیر مسلمان دارد و صدای آوازش را مردان نامحرم میشنوند و....
اول . انسانها در همه شئونات خود آزادند مگر وقتی آزادی دیگران را محدود کنند . از نظر بنده خانم مورد نظر به هیچ وجه مزاحمتی برای کسی ایجاد نکرده و کسی حق "اجبار" به ایشان برای تغییر در رفتارش را ندارد .
دوم . مسلمان بودن و یا مسیحی بودن یا بودائی بودن یا آتئیست بودن و یا ... هر کدام شرایطی دارد . فردی که نماز و روزه قضا ندارد به صرف ادعای خودش جزو آتئیستها قرا نمیگیرد و برعکس .
سوم . تحلیل رفتاری افراد ( به خصوص افرادی که در نوک پیکان توجه قرار میگیرند ) با اجبار انها به تغییر رفتار و یا دخالت در امور شخصی افراد فرق دارد.
چهارم . عده ای مسلمان دوآتشه بانوی مورد نظر را مورد توهین قرار میدهند که چرا اسلام را بد نام کرده و شئونات یک مسلمان را رعایت نمیکند و از طرفی عده ای زخم خورده  از اجبارهای اجتماعی حکومت اسلامی بانوی مذکور را مورد توهین قرار میدهند که مثلا فرزندانت حرامزاده اند بیچاره مسلمان و ...  و کلا در این راستا سخن میگویند که تو اگر مسلمانی باید ترک این نمایش کنی و به کنج منزل روی . که هر دو گروه جزو افراطیون به حساب آمده و سخت مشغول دخالت در امور شخصی افراد هستند .
پنجم . تحلیل رفتاری مملو از تناقض بانوی مورد نظر از طرف طیف بی دین بر این مبنا که اگر اسلام چنین و چنان است رفتار ایشان اسلامی نیست و اگر هر چیزی در دامنه اسلام میگنجد پس لابد موش پرستان و گاو پرستان و حتی بی خدایان هم مسلمانند و هر کدام یک قرائت جدید از اسلام ارائه میکنند به مذاق آن گروه از مسلمانان غیر متعصب که مایلند سنت اسلام را در فضای مدرنیته به روز شده نشان دهند و گاها خود در بین آن سنت و این مدرنیته معلق مانده اند خوش نیامده و این تحلیل رفتاری را که مبتنی بر اعلام تناقضات درونی رفتاری است بر نتافته و منتقدین را در ردیف فحاشان و افراطیون قرار میدهند و آنان را بر حذر میدارند از دخالت در رفتار شخصی افراد . بدیهی است که یکی از راه های فرار از بحث و مجادله تغییر صورت مسئله است و در این حالت این دسته از مذهبیون متمایل به مدرنیته که دلیل و برهانی برای رد این تناقضات رفتاری ندارند راه را در این دیده اند که نقد را نشنیده بگیرند و ناقدان را به کاری که نکرده اند متهم کنند . حال باید گفت با تهمت و فرار به جلو از نقد منتقدین  این گونه رفتارها فرار کردید با اندیشه درون خود چه میکنید ؟ آیا قصد دارید اسلام را تا حد یک دین التقاطی باری به هر جهت تقلیل دهید تنها به این دلیل که نام مسلمان را روی خود نگه دارید ؟ طبیعی است که نه تنها از بین مسلمین طرد خواهید شد بلکه از نظر طیف غیر مسلمان نیز گروهی التقاطی و بی هویت معلق بین زمین و آسمان تلقی خواهید شد . از آنجا رانده و از اینجا مانده . لذا نه در مقام بحث و جدل و اعتراف که در نزد خود تکلیفتان را با خودتان روشن کنید تا بدانید چه هستید و چه میخواهید و به کجا میروید .

۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

پشت پرده

با بازداشت یک روزه مرتضوی افکار عمومی به سمت احتمال تشدید درگیری بین صفوف حاکمیت سوق پیدا کرد و با آزادی سریع او سه احتمال عقب نشینی یک طیف از ترس افشاگری ؛ توافق طرفین به کوتاه آمدن در مقابل هم ؛ و احتمال آرامش قبل از طوفان مطرح شد . اما چیزی که بیشتر از هر چیزی افکار عمومی را هیجان زده کرد افشا شدن برخی از فسادهای پشت پرده مسئولین مملکتی بود . فسادی که عموما مردم معتقدند فراگیر است . همه آلوده آن هستند . و اگر کسی غرق در آن نباشد امکان قرار گرفتن در بین مدیران ارشد و مسئولین حکومتی را نخواهد داشت . تا حدی که دیدن یک اتوموبیل مدرن گران قیمت در سطح شهر مساوی است با دزد یا قاچاقچی وابسته به قدرت  دانستن راننده یا پدرراننده . ورای قضاوت و گمانه زنی در این خصوص که چقدر از این پیشداوری ها متاثر از واقعیات جامعه فعلی است و غیره صرف بی اطلاعی از واقعیات و در واقع  قرار داشتن اطلاعات در پشت پرده این ذهنیتها را هدایت میکند . در نبود رسانه های آزاد و امنیتی شدن همه فعالیتهای اقتصادی و سیاسی و از همه مهمتر پنهان کاری مسئولین در همه رده ها و جریانها ؛ فرهنگی را به وجود آورده که اعلام  عمومی موارد تخلف  کاری خارق العاده تلقی شود . در عرصه فوتبال مملکت هم میبینیم که از بازیکن و مربی و داور و بازنشسته و .... همگی حرف های زیادی دارند که در پشت تریبونها میگویند به زودی در باره فردی که در مقابلشان است مطرح خواهند کرد ولی این  وعده ها معمولا سالی یکی دوبار بیشتر اتفاق نمی افتد و مابقی تهدیدها در پشت پرده منجر به روبوسی و آشتی میشود . رئیس جمهور سابق محمد خاتمی در سال 84 جائی گفته بود نگران جریانی است که به زودی حتی ممکن است  رهبری را هم دور بزنند ( نقل به مضمون ) . برخی از علاقه مندان به ایشان یحتمل این پیش گوئی را حمل بر درایت و قدرت تحلیل نامبرده خواهند دانست ولی نگارنده معتقد است 8 سال دسترسی ایشان به پرونده های اطلاعاتی حقایقی را برای ایشان و همرده هایشان روشن کرده بود که متاسفانه بنا بر سنت همیشگی مسئولین نظام در کشور مردم در این زمینه نامحرم  تلقی شدند  و سوابق و مستندات در پشت پرده صرفا ابزار معاملات و چانه زنی ها باقی ماند . ممکن است این سوال مطرح شود که این شناخت برای شخص اول مملکت که دسترسی های بسیار بالاتری به اطلاعات محرمانه دارد مقدور نبود ؟ در پاسخ میتوان گفت بازی شطرنج سیاست در مبنای آگاهی از رفتار حریف و سبک سنگین کردن امکانات و پتانسیل خود و دیگری شکل میگیرد و فرض را میتوان بر این گذاشت که با علم به چنین اهدافی فرد و همراهانش را  بنا به شرایط زمانی و ... به بازی میگیرند تا در زمان و موقعیت مناسب بعد از مهیا شدن و تجدید قوا آنها را هم به کنار بگذارند . هر چند که درطول این زمان امکان قدرتمند شدن حریف و تغییر شرایط را هم نمیتوان منکر شد . 
در هر صورت اهم  جریانات هنوز هم در پشت پرده در جریان است . روال مطیع گردانی و حذف مخالفین و منتقدین در پروسه زمان بر و آرام خود در جریان است . هر از گاهی که گوشه ای از این پرده بزرگ تکانی میخورد  افکار عمومی در جلوی پرده به هیجان می آیند و ملتهب میشوند ولی نمایش همچنان در پشت پرده در جریان است .

۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

در اهمیت انتخاب همراهان

فعالیتهای جمعی وابستگیهای متعددی دارد که از دید من مهمترین آن همراهان آن  فعالیت است .
فرض کنیم قصد راه اندازی یک طبیعت گردی داریم . برخی مایل به کوهنوردی هستند . برخی تمایل به  مناطق خوش آب و هوای مسطح . برخی تمایل دارند در حرکت باشند برخی دوست دارند با اتوموبیل به یک مکان مناسب رفته و در آنجا مستقر بشوند و ... در واقع اینها روشهای مورد نظر افراد برای اهداف مختلفشان میتواند باشد . مثالها را جزئی تر کنیم اینگونه میشود که برای این برنامه ممکن است گروهی قصد ورزش داشته باشند . گروهی قصد تمدد اعصاب و استراحت . گروهی به دنبال چیدن گل یا گیاهان صحرائی یا جمع کردن سنگهای فلان و بهمان و گروهی قصد  عکاسی از طبیعت و گروهی قصد عکس گرفتن برای صفحه فیس بوکشان و ... 
در این بین همراهی بین افراد مختلف با اهداف و برنامه های مختلف امکان پذیر است . مثلا با اتوموبیل به یک منطقه مناسب رفتن و گروهی در محل مستقر شدن و گروه دیگر به ارتفاعات نزدیک رفتن و بخشی به جمع آوری ... و گروهی به عکس برداری و ...  و تنها کافی است محل مورد نظری که انتخاب میشود چند ویژگی مشترک داشته باشد : دسترسی به محل خوش آب و هوا  با اتوموبیل ممکن باشد . در همان نزدیکی ارتفاعات مناسب برای کوه نوردی موجود باشد . و سایر نیازهای گروه های دیگر هم قابل دسترسی باشد . 
اما نکته : 
بعد از رسیدن به محل مورد نظر همراهان از هم جدا خواهند شد . گروه کوهنوردان به مسیر خود میروند و گروهی که برای استراحت آمده اند در محل مستقر میشوند . این احتمال هم هست که برخی از کوهنوردان قصد کنند کنار دوستان در پائین کوه بمانند و با آنها روز خوبی را بگذرانند یا آن افرادی که قصد عکس گرفتن برای آی دی فیس بوکشان را دارند تا بخشی از مسیر به کوه بروند و .. ولی نکته اینجاست که همراهی ها صرفا تا جائی که اهداف مشترک  همپوشانی دارند ادامه دارد . جدا از این که گروه های تخصصی کوهنوردی یا عکاسی و یا برنامه ها صرفا مفرح برای استراحت در دامان طبیعت گروه های اختصاصی تلقی میشوند باید گفت در برنامه های جمعی بسیار حیاتی و لازم است که میزان همراهی و اهداف شرکت کنندگان روشن باشد . اگر فردی برای صخره نوردی گروهی به برنامه ای بپیوندد ولی در میانه راه متوجه شود که همراهان قصدی برای صعود ندارند باید گفت برنامه آن فرد با شکست مواجه شده که علت آن یا عدم شفافیت در بیان همراهان یا در تلقی اشتباه فرد مذکور میباشد .
اگر مطالب فوق را برای فعالیتهای اجتماعی گسترده تر در نظر بگیریم نتایج قابل توجهی به دست می آید . 
این که برای یک فعالیت مثلا سیاسی گروهی دست به اقداماتی بزنند و در میانه راه متوجه شوند بخشی از همراهان به قصد تهیه عکس برای پروفایل فیس بوکشان شروع به همراهی کرده و بعد از تهیه عکس و نمایش آن کارشان تمام شده و کنار میکشند عجیب نیست ؛ مشکل جائی بروز پیدا میکند که شما به اشتباه فکر کنید همه همراهان اولیه تا انتهای هدف اعلام شده در کنار هم میمانند . کوهنوردی که به اشتباه برای صعود روی همه همراهان اولیه برنامه تفریحی حساب کند در میانه راه با کمبود ها و نقصانهائی روبرو میشود که از صعود باز خواهند ماند " صراحتا میتوان گفت که  مثلا  یک گروه تخصصی کوهنورد چهار نفره موفق به صعود خواهند شد ولی فردی که با یک گروه دوست چهل نفره به محل میرود ممکن است قادر به صعود نشود " . این موضوع در مورد همه نوع فعالیتی مصداق دارد و اختصاصا  در خصوص فعالیتهای سیاسی بسیار ضروری است که در ابتدا فقط بر روی گروه اختصاصی فعالان این عرصه برنامه ریزی کرد و هدف گذاری کرد و مسئولیتهای مربوط به فعالیت را به افراد مربوطه که هدفشان دقیقا همان هدف نهائی اعلام شده است  سپرد . حال اگر از سایر گروه ها به هر دلیلی تا بخشی از مسیر همراهانی اضافه شدند که چه بهتر ( البته با توجه به برنامه داشتن برای آنها و ... ) وگرنه اگر به اشتباه روی گروه هائی حساب اضافه باز کنید فعالیت شما به احتمال بسیار بالا بعد از این که عکسهای لازم برای پروفایل فیس بوک تهیه شد  متوقف شده و با شکست مواجه میشود .  برای این که بتوان جذب حد اکثری در فعالیتهای پایه ای داشت تعیین اهداف مشترک اولیه و سپس تعیین اهداف اختصاصی ثانویه از الزامات فعالیتهای سیاسی و اجتماعی است  و در کنار آن پرهیز از توهم کثرت در زمانی که صرفا در فعالیتهای ابتدائی با اشتراکات زیاد بین گروه های مختلف قرار داریم .