۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

پشت پرده

با بازداشت یک روزه مرتضوی افکار عمومی به سمت احتمال تشدید درگیری بین صفوف حاکمیت سوق پیدا کرد و با آزادی سریع او سه احتمال عقب نشینی یک طیف از ترس افشاگری ؛ توافق طرفین به کوتاه آمدن در مقابل هم ؛ و احتمال آرامش قبل از طوفان مطرح شد . اما چیزی که بیشتر از هر چیزی افکار عمومی را هیجان زده کرد افشا شدن برخی از فسادهای پشت پرده مسئولین مملکتی بود . فسادی که عموما مردم معتقدند فراگیر است . همه آلوده آن هستند . و اگر کسی غرق در آن نباشد امکان قرار گرفتن در بین مدیران ارشد و مسئولین حکومتی را نخواهد داشت . تا حدی که دیدن یک اتوموبیل مدرن گران قیمت در سطح شهر مساوی است با دزد یا قاچاقچی وابسته به قدرت  دانستن راننده یا پدرراننده . ورای قضاوت و گمانه زنی در این خصوص که چقدر از این پیشداوری ها متاثر از واقعیات جامعه فعلی است و غیره صرف بی اطلاعی از واقعیات و در واقع  قرار داشتن اطلاعات در پشت پرده این ذهنیتها را هدایت میکند . در نبود رسانه های آزاد و امنیتی شدن همه فعالیتهای اقتصادی و سیاسی و از همه مهمتر پنهان کاری مسئولین در همه رده ها و جریانها ؛ فرهنگی را به وجود آورده که اعلام  عمومی موارد تخلف  کاری خارق العاده تلقی شود . در عرصه فوتبال مملکت هم میبینیم که از بازیکن و مربی و داور و بازنشسته و .... همگی حرف های زیادی دارند که در پشت تریبونها میگویند به زودی در باره فردی که در مقابلشان است مطرح خواهند کرد ولی این  وعده ها معمولا سالی یکی دوبار بیشتر اتفاق نمی افتد و مابقی تهدیدها در پشت پرده منجر به روبوسی و آشتی میشود . رئیس جمهور سابق محمد خاتمی در سال 84 جائی گفته بود نگران جریانی است که به زودی حتی ممکن است  رهبری را هم دور بزنند ( نقل به مضمون ) . برخی از علاقه مندان به ایشان یحتمل این پیش گوئی را حمل بر درایت و قدرت تحلیل نامبرده خواهند دانست ولی نگارنده معتقد است 8 سال دسترسی ایشان به پرونده های اطلاعاتی حقایقی را برای ایشان و همرده هایشان روشن کرده بود که متاسفانه بنا بر سنت همیشگی مسئولین نظام در کشور مردم در این زمینه نامحرم  تلقی شدند  و سوابق و مستندات در پشت پرده صرفا ابزار معاملات و چانه زنی ها باقی ماند . ممکن است این سوال مطرح شود که این شناخت برای شخص اول مملکت که دسترسی های بسیار بالاتری به اطلاعات محرمانه دارد مقدور نبود ؟ در پاسخ میتوان گفت بازی شطرنج سیاست در مبنای آگاهی از رفتار حریف و سبک سنگین کردن امکانات و پتانسیل خود و دیگری شکل میگیرد و فرض را میتوان بر این گذاشت که با علم به چنین اهدافی فرد و همراهانش را  بنا به شرایط زمانی و ... به بازی میگیرند تا در زمان و موقعیت مناسب بعد از مهیا شدن و تجدید قوا آنها را هم به کنار بگذارند . هر چند که درطول این زمان امکان قدرتمند شدن حریف و تغییر شرایط را هم نمیتوان منکر شد . 
در هر صورت اهم  جریانات هنوز هم در پشت پرده در جریان است . روال مطیع گردانی و حذف مخالفین و منتقدین در پروسه زمان بر و آرام خود در جریان است . هر از گاهی که گوشه ای از این پرده بزرگ تکانی میخورد  افکار عمومی در جلوی پرده به هیجان می آیند و ملتهب میشوند ولی نمایش همچنان در پشت پرده در جریان است .

۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

در اهمیت انتخاب همراهان

فعالیتهای جمعی وابستگیهای متعددی دارد که از دید من مهمترین آن همراهان آن  فعالیت است .
فرض کنیم قصد راه اندازی یک طبیعت گردی داریم . برخی مایل به کوهنوردی هستند . برخی تمایل به  مناطق خوش آب و هوای مسطح . برخی تمایل دارند در حرکت باشند برخی دوست دارند با اتوموبیل به یک مکان مناسب رفته و در آنجا مستقر بشوند و ... در واقع اینها روشهای مورد نظر افراد برای اهداف مختلفشان میتواند باشد . مثالها را جزئی تر کنیم اینگونه میشود که برای این برنامه ممکن است گروهی قصد ورزش داشته باشند . گروهی قصد تمدد اعصاب و استراحت . گروهی به دنبال چیدن گل یا گیاهان صحرائی یا جمع کردن سنگهای فلان و بهمان و گروهی قصد  عکاسی از طبیعت و گروهی قصد عکس گرفتن برای صفحه فیس بوکشان و ... 
در این بین همراهی بین افراد مختلف با اهداف و برنامه های مختلف امکان پذیر است . مثلا با اتوموبیل به یک منطقه مناسب رفتن و گروهی در محل مستقر شدن و گروه دیگر به ارتفاعات نزدیک رفتن و بخشی به جمع آوری ... و گروهی به عکس برداری و ...  و تنها کافی است محل مورد نظری که انتخاب میشود چند ویژگی مشترک داشته باشد : دسترسی به محل خوش آب و هوا  با اتوموبیل ممکن باشد . در همان نزدیکی ارتفاعات مناسب برای کوه نوردی موجود باشد . و سایر نیازهای گروه های دیگر هم قابل دسترسی باشد . 
اما نکته : 
بعد از رسیدن به محل مورد نظر همراهان از هم جدا خواهند شد . گروه کوهنوردان به مسیر خود میروند و گروهی که برای استراحت آمده اند در محل مستقر میشوند . این احتمال هم هست که برخی از کوهنوردان قصد کنند کنار دوستان در پائین کوه بمانند و با آنها روز خوبی را بگذرانند یا آن افرادی که قصد عکس گرفتن برای آی دی فیس بوکشان را دارند تا بخشی از مسیر به کوه بروند و .. ولی نکته اینجاست که همراهی ها صرفا تا جائی که اهداف مشترک  همپوشانی دارند ادامه دارد . جدا از این که گروه های تخصصی کوهنوردی یا عکاسی و یا برنامه ها صرفا مفرح برای استراحت در دامان طبیعت گروه های اختصاصی تلقی میشوند باید گفت در برنامه های جمعی بسیار حیاتی و لازم است که میزان همراهی و اهداف شرکت کنندگان روشن باشد . اگر فردی برای صخره نوردی گروهی به برنامه ای بپیوندد ولی در میانه راه متوجه شود که همراهان قصدی برای صعود ندارند باید گفت برنامه آن فرد با شکست مواجه شده که علت آن یا عدم شفافیت در بیان همراهان یا در تلقی اشتباه فرد مذکور میباشد .
اگر مطالب فوق را برای فعالیتهای اجتماعی گسترده تر در نظر بگیریم نتایج قابل توجهی به دست می آید . 
این که برای یک فعالیت مثلا سیاسی گروهی دست به اقداماتی بزنند و در میانه راه متوجه شوند بخشی از همراهان به قصد تهیه عکس برای پروفایل فیس بوکشان شروع به همراهی کرده و بعد از تهیه عکس و نمایش آن کارشان تمام شده و کنار میکشند عجیب نیست ؛ مشکل جائی بروز پیدا میکند که شما به اشتباه فکر کنید همه همراهان اولیه تا انتهای هدف اعلام شده در کنار هم میمانند . کوهنوردی که به اشتباه برای صعود روی همه همراهان اولیه برنامه تفریحی حساب کند در میانه راه با کمبود ها و نقصانهائی روبرو میشود که از صعود باز خواهند ماند " صراحتا میتوان گفت که  مثلا  یک گروه تخصصی کوهنورد چهار نفره موفق به صعود خواهند شد ولی فردی که با یک گروه دوست چهل نفره به محل میرود ممکن است قادر به صعود نشود " . این موضوع در مورد همه نوع فعالیتی مصداق دارد و اختصاصا  در خصوص فعالیتهای سیاسی بسیار ضروری است که در ابتدا فقط بر روی گروه اختصاصی فعالان این عرصه برنامه ریزی کرد و هدف گذاری کرد و مسئولیتهای مربوط به فعالیت را به افراد مربوطه که هدفشان دقیقا همان هدف نهائی اعلام شده است  سپرد . حال اگر از سایر گروه ها به هر دلیلی تا بخشی از مسیر همراهانی اضافه شدند که چه بهتر ( البته با توجه به برنامه داشتن برای آنها و ... ) وگرنه اگر به اشتباه روی گروه هائی حساب اضافه باز کنید فعالیت شما به احتمال بسیار بالا بعد از این که عکسهای لازم برای پروفایل فیس بوک تهیه شد  متوقف شده و با شکست مواجه میشود .  برای این که بتوان جذب حد اکثری در فعالیتهای پایه ای داشت تعیین اهداف مشترک اولیه و سپس تعیین اهداف اختصاصی ثانویه از الزامات فعالیتهای سیاسی و اجتماعی است  و در کنار آن پرهیز از توهم کثرت در زمانی که صرفا در فعالیتهای ابتدائی با اشتراکات زیاد بین گروه های مختلف قرار داریم .

۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

ما در شبکه های اجتماعی

مطالب این نوشته را در خصوص رفتارمان در محیط گوگل پلاس مینویسم ولی معتقدم با تقریب قابل قبولی در خصوص فیس بوک و برخی شبکه های اجتماعی دیگر  هم مصداق دارد .
کاربران در شبکه های اجتماعی با اهداف  مختلف و البته چند گانه فعالیت میکنند . جامعه فعالان فارسی زبان را شاید بشود به چند گروه عمده تقسیم کرد . برخی در شبکه های اجتماعی به دنبال پیدا کردن ارتباط با دیگران هستند . منظور از ارتباط صرفا ارتباط شخصی است . در کشورهای صنعتی سایتهای دوست یابی چه به لحاظ ارتباط عاطفی و چه به لحاظ پارتنرهای سکسی با دریافت مبالغی پول خدماتی را به مشتریان خود ارائه میکنن . حال اگر بخشی از ایرانیان با چنین رویکردی از شبکه های عمومی استفاده کنند نباید مورد تمسخر و تحقیر بخش دیگری از کاربران قرار بگیرند . شخصا گروهی که این بخش از فعالان را به لحاظ نوع رویکردشان تحقیر میکنند درک نمیکنم . بخشی دیگر از کاربران مشابه بخش اعظمی از سایر کاربران در سایر نقاط جهان برای پر کردن اوقات تنهائی خود به این شبکه ها مراجعه میکنند . عوارض زندگی های صنعتی و جوامع صنعتی منجر به کاهش امکان ارتباطات حقیقی در زندگی شده و این شبکه ها میتواند آلترناتیوی در این خصوص باشد . لذا برقراری ارتباطات فامیلی و حتی دوست یابی در حد معاشرتهای عمومی و ساده میتواند برای  بخشی از فعالان در این شبکه ها هدف باشد . رویکرد تجاری  یا به قول فرنگی ها بیزینس هنوز در بین کاربران ایرانی به نحو گسترده ای توسعه نیافته و شاید در حال حاضر کم جمعیت ترین و کم  مخاطب ترین بخش از  این فعالیتها در شبکه های اجتماعی به حساب بیاید . بخشی دیگر از فعالان  درشبکه های مجازی از این محیط برای ارائه علایق و سرگرمی های خود استفاده میکنند . موسیقی و شعر و سینما و ... و شیر کردن عکس بچه گربه که متاسفانه باز هم این آخری به عنوان سوژه جهت تحقیر توسط برخی استفاده میشود . گروه دیگری به لحاظ شرایط خاص سیاسی در ایران از این شبکه ها برای کسب خبر و تبادل نظر پیرامون مباحث سیاسی  و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... استفاده میکنند ( که متاسفانه علی رغم نزدیکی تمایلات نگارنده به این گروه بارها شاهد این بوده ایم که برخی از فعالان در این بخش کلا شبکه های مجازی را ملک بی چون و چرای این فعالیتها میدانند و دیگران را مورد شماتت قرار میدهند ) . تقسیم بندی گروه های دیگر چه بزرگتر و چه کوچکتر دور از دسترس نیست ولی چون هدف از این نوشتار چیز دیگری است موضوع را در اینجا به سمت هدف اصلی  سوق میدهم . 
فراموش نکنیم که در ابتدای متن هم ذکر شد که گروه بزرگی از فعالان با اهداف چندگانه در این شبکه ها حضور دارند . و این بدان معنی است که اگر کسی به موسیقی و شعر و ... علاقه مند است این موضوع مانع از این نیست که در شبکه های اجتماعی به مسائل مثلا سیاسی نپردازد و یا از هم صحبتی با دوستان لذت نبرد و یا در جستجوی پارتنری برای سکس نباشد . 
اما مشکلی که در بین فعالان شبکه های مجازی به چشم نگارنده بسیار برجسته آمده تداخل نابجای این خواسته هاست . این که در بین صحبتهای چند دختر پسر که از شوخیهای جنسی  و ... که با هم رد و بدل میکنند و دارند لذت میبرند وارد بحث شویم و بگوئیم که فلان زندانی سیاسی دارد به خاطر شما عذاب میکشد و شما دارید فلان و ... بسیار نفرت انگیز است . این که در محل تجمع مثلا دوست داران عکسهای بچه گربه وارد شویم و با فحاشی و تحقیر و ... به  گروه و جامعه آنها تعدی کنیم . بسیار ناشایست و ناپسند است . این که در میان صحبتهای چند نفر پیرامون مسایل سیاسی  وارد شویم و مثلا بگوئیم " سیاسیت پدر و مادر نداره ؛ بکشید بیرون بابا ؛ شما چقدر عکست خوشگله "  و یا .... مصداق بارز بیشعوری و سفاهت است . 
از همه اینها بد تر وقتی است که برای  نیل به هدفی  اقدامی متظاهرانه انجام دهید . مثلا فردی که برای خود نمائی و جلب توجه وارد یک بحث اقتصادی یا سیاسی بشود و با اظهار نظرهای پرت و متظاهرانه قصد جلب توجه داشته باشد جدا از این که مزاحمت ایجاد کرده  تا حدی قابل ترحم است چرا که این موضوع نشان میدهد نامبرده برای جلب توجه در زمینه های مورد علاقه خود فاقد جذابیت های لازم است و خود را مجبور به چنین رفتارهائی کرده .با توجه به این که  خود نمائی و شو آف به نحو نامناسبی در حال گسترش میباشد لازم میدانم در پایان ازدوستان خواهش کنم افرادی را که به قصد خود نمائی و ... در محیطهای نامتناسب با بیانشان مشاهده میکنید به محیطهای مرتبط با نیازشان راهنمائی کنید .

۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

محافظه کاری

انگیزه های محافظه کاری در جوامع جدا از روحیات فردی بیشتر معطوف به شرایط فردی و گروهی در جوامع هست . فرد یا گروهی که شرایط اقتصادی و رفاهی و .... مناسبی دارد به طور معمول تمایلی به ایجاد تغییرات بنیادین ندارد . برای پرهیز از کلی گوئی با مصادیق ساده موضوع رو باز کنیم . تاجری که از شرایط اقتصادی حاکم بر کشور نفع ببرد . به راحتی بتواند فرار مالیاتی کند . در زمان تورم بیش از میزان تورم سود کند و ... بدیهی است که مدافع حفظ شرایط موجود باشد ( آن بخشی از تجار و کسبه که در این شرایط متضرر بشوند از دایره شمول این گروه محافظه کار خارج خواهند بود ) . افرادی که به واسطه جریان حاکم موفق به اخذ قرار داد پیمانکاری میشوند یا با پست ثابت صاحب شغل میشوند ( و البته در خارج از روابط موجودشان با جریانهای قدرت به لحاظ شایستگی توان کسب این درآمد ها را ندارند ) مدافع حفظ شرایط موجود میشوند . افراد یا گروه هائی که به واسطه محدودیتهای شرایط موجود قادر به فعالیت سیاسی  ؛ اجتماعی  ؛ فرهنگی ؛ هنری  و ... میشوند و البته در صورت تغییر شرایط خوب میدانند افراد و گروه های  شایسته تری جای آنها را خواهد گرفت جزو مدافعین حفظ وضع موجود خواهند بود . افرادی که به حد اقلهائی قانع هستند وآن حد اقلها را مهیا کرده اند و ریسک پذیر نیستند و خطر احتمال از دست دادن حد اقلهای خود را در زمان تغییر احساس کنند از مدافعین حفظ وضع موجود خواهند بود . و .... البته که هر کدام از افراد یا گروه های ذکر شده ممکن است بنا به تمایلات خود و اولویتهای خود به لحاظ احساس نیاز به چیزی فراتر از داشته های خود به فکر تغییر وضع موجود باشند که نمیشود منکر وجود این افراد شد . از بدیهیات است که نیاز به تغییر  برای پیشرفت در وضع موجود خواهد بود و این موضوع کاملا به طیف نیازهای افراد و طبقات بستگی دارد . حال با توجه به هر نوع تغییر و میزان مورد نظر طیفهائی در محدوده موافقان و مخالفان قرار خواهند گرفت . 
این که در سال 88 تمایل به تغییرات بیشتر توسط قشر متوسط شهری مطرح میشد و اقشار طبقات پائین تر و بالاتر در نوع تغییرات مطرح شده منفعتی برای خود نمیدیدند قابل بحث میباشد و از طرفی با توجه به تغییرات شرایط اقتصادی جامعه طی سه سال گذشته این که اکنون طیف گسترده ای از جامعه با بحران معیشتی مواجه شدند و خواهان تغییرات هستند غیر قابل انکار . اما نوع تغییراتی که این بار مورد توجه قرار گرفته با این که ریشه های کاملا اقتصادی دارد ( ودر جوامع مدرن باید منجر به تمایل عمومی به دولتی با برنامه های مناسب  شرایط اقتصادی موجود بشود ) در کشور منجر به تحول خواهی های بنیادین خواهد شد . چرا که طی سه دهه گذشته افکار عمومی نسبت به بنیانهای حکومت شدیدا بد بین شده و تغییر کرده  . خواسته های فرهنگی و اجتماعی حتی در زمان اوج نگرفتن بحرانهای اقتصادی بی جواب مانده و مهمتراینکه سازمانها و تشکیلات صنفی و مردمی در کشور وجود ندارد که توان هدایت خواسته های عمومی را داشته باشد . لذا افرادی که در طیفهای محافظه کار فوق الذکر قرار نمیگیرند خواهان تحولات بنیادین در نظم و نظام موجود خواهند شد . حال این که موضوع روشنفکری و عوام بودن اقشار مختلف را در تفاوت خواسته ها و رویکردها عامل اصلی بدانیم ( چیزی که در فضای مجازی فارسی به شدت هوادار دارد و مورد تاکید قرار گرفته ) خیلی واقع بینانه نیست . شاید لازم است به این مسئله از دید  تقسیم افراد به محافظه کار و غیر نگاه کنیم و ببینیم چند درصد از تولید کنند گان و فعالان فضای مجازی به طیف محافظه کاران وابسته هستند و چند در صد به خارج از این طیف . بدیهی است که عدم درک شرایط و عدم توجه به گفته ها و خواسته های افراد و گروه های غیر محافظه کار منجر به تحلیل های اشتباه و ارائه راهکارهای نامناسب خواهد بود که صرفا با لیبل زدن روشنفکری و عوام به دو طرف مشکلی را حل نخواهد کرد . و در نبود ارائه مطالب و راهکارها ی مناسب با طیفهای غیر محافظه کار در فضای وب فارسی . طیفهای مذکور جذب رسانه های شنیداری و تصویری و یا مکتوب و یا ... خواهند شد که تلقی عمومی ما همگی بر این است که اهدافی خاص را همواره مد نظر خود داشته اند . لذا ابتدا درک صحیحی  از خواسته های طیفهای مختلف و سپس پیدا کردن نقاط مشترک در بین این اقشار مقدمه پیدا کردن راهکارهای مناسب برای تغییرات مناسب با کمترین هزینه ها و بیشترین موفقیتها خواهد بود .

۱۳۹۱ آذر ۲۷, دوشنبه

نشانه ها

در ابتدا توضیح بدم که منابع این نشانه ها سوراخ هستند
شبکه 10 تلوزیون اسرائیل اخیرا اعلام کرده باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا به ایران پیشنهاد مذاکرات مستقیم برسر موضوع هسته ای داده است . بر اساس این گزارش رییس جمهوری آمریکا چارچوب زمانی 4 تا 5 ماه را برای نتیجه بخش بودن مذاکرات تعیین کرده است وگفته شده در صورتی که این مذاکرات ناکام بماند ایالات متحده آمریکا به گزینه نظامی متوسل خواهد شد. البته با توجه به شناختی که پرزیدنت اوباما از خود ارائه داده ایشان نه تنها اهل حمله نیستند که حتی اهل ادعای آن هم نبودند حتی در زمان رقابتهای انتخاباتی و این گفته بیشتر نشان دهنده قطعی شدن مذاکرات و حتی حصول برخی نتایج است و ایشان قصد مانور روی موضوع را داشتند تا موضع ایالات متحده را قوی  و مصمم نشان بدهند .
در هفته های اخیر رسانه های آمریکا اشاره های پراکنده ای به انجام مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا به صورت محرمانه داشته اند .
صالحی در سوم نوابر در مورد مذاکره با آمریکا اعلام کرد منعی وجود ندارد و البته نظر نظر مقام معظم رهبری است . و در ایران خوب میدانیم که حتی اشاره به مذاکره با آمریکا چه عواقبی دارد و بعید است بدون چراغ سبز از بالاترین رده حکومت ایشان چنین جسور شده باشند 
شایعه مذاکره مستقیم انجام شده در سوئیس به تاریخ یکم دسامبر بین ایران و آمریکا با ذکر نام نماینده مذاکره کننده ایرانی همراه بوده . امروز دوشنبه 17  دسامبرهم یک مسئول ایرانی اعلام کرده مذاکرات با گروه 5+1 را به مسیر مناسب و نتیجه بخش هدایت میکنیم .
با توجه به نشانه های ذکر شده در صورت صحت  آنها و عدم بروز اتفاقات یک شبه که در کشور ما کم سابقه نیست تنها یک سوال باقی می ماند : " حالا من چی بپوشم؟ "

۱۳۹۱ آذر ۱۰, جمعه

سریع یا آرام؟ مسئله این است

تحولات اجتماعی ؛ اقدامات سیاسی و ... نیاز به سرعت دارند یا فرصت ؟ البته پاسخ صحیح قطعا بر میگردد به تعریف صحیح از تحولات اجتماعی و اقدامات سیاسی و مصادیق آنها  . شب گذشته در مصر طی یک جلسه طولانی و شبانه بدون حضور منتقدین بر قوانین مبتنی بر شریعت ؛ پیش نویس قانون اساسی مصر به تصویب رسید . سرعتی بی نظیر که تنها دلیل آن را میتوان در خیز بلند اسلامگرایان برای قبضه قدرت در مصر دانست . مرسی به نحوی خمینی وار در تنظیم قانون اساسی که سراپا حق را فقط به مسلمین بدهد  کوشید . از طرف دیگر در سوریه خواسته های مردمی در اثر سرکوب وحشیانه علوی ها منجر به جنگ خونینی شده که یک طرف آن دیگر شاید مردم سوریه نباشند و سلفی ها و طالبانها ی منطقه مدعی آن هستند . درگیریها و مبارزات مردم به قدری طولانی شد و ماشین کشتار اسد با حمایت مثلث شوم چین و روسیه و ایران چنان جنایاتی را شکل داد که افراطیون مذهبی از سایر کشورهای منطقه به جنگ علوی ها در سوریه رفتند به نحوی که این جنگ در سوریه حتی اگر پایان بگیرد نمیتواند پیروزی داشته باشد . پذیرش فلسطین به عنوان دولت ناظر در سازمان ملل پس از سالها جنگ و در بدری برای  فلسطینیان میتواند گامی امید وار کننده برای صلح و امنیت در منطقه به خصوص برای فلسطینیان باشد . اقدامی که باید منجر به ادامه حق خواهی مردم فلسطین از طریق سازمانهای بین المللی و پشت میز مذاکره بشود . مشکل بتوان پذیرفت که سالها جنگ و خون ریزی و مرگ غیر نظامیان و کودکان در فلسطین لازمه رسیدن به این اتفاق بوده . اتفاقی که شاید میشد بسیار زودتر و با تغییر رویکرد به آن دست یافت و جانهای بیشماری را نجات داد . گاهی سرعت و گاهی تامل منجر به خسارات بزرگ خواهد شد . و در منطقه مسلمان خیز  خاور میانه نتوانستم مثال مناسبی پیدا کنم که از تحولات با سرعت یا با تامل که  نتیجه مناسبی داده باشند یاد کنم  . شاید نتایج مناسب در منطقه آنقدر زیاد نیست که سرعت شکل گیری آنها  قابل بررسی باشد .

۱۳۹۱ آبان ۲۴, چهارشنبه

برمیگردم قبری برای خود بخرم

ستار بهشتی . نقطه.
تجربه فعالیت مجازی در خصوص آسیب دیدگان زلزله اخیر آذربایجان یک بار دیگر به من و همه نشان داد که تب ( شما بخوانید جو ) پرداختن به موضوعات زود فرو کش میکند و برای همین وقتی خبر قتل ستار بهشتی را با آن شرایط شنیدم با خودم عهد کردم حد اقل تا یک هفته صبر کنم . 
ستار بهشتی را نمیشناختم ؛ شما هم نمیشناختید ؛ ولی آنهائی که او را کشتند میشناختند . من هنوز هم دو سه پست بیشتر از وبلاگش را نخواندم  . در مورد عقیده اش  قصد اظهار نظر ندارم ( نه که بگویم  موافق نیستم و این سکوت ژست به خاطر فوت شدن ایشان است . نه چه موافق  بودم  و چه مخالف نظر نمیدادم چون حرفم چیز دیگریست ) . قصد دارم  ادعای هم صنف بودن با ستار بهشتی را بکنم . ستار بهشتی از آن بخش وبلاگ نویسان بود که در هیچ مقطعی  وابستگی به قدرت  نداشته تا از توی اوین هم مدام بیانیه صادر کند  .  وقتی زندانی شد  برای معالجه بیماری به بیمارستان دی اعزام نشد . به او فرصت ندادند که به درمان فکر کند . هیچ رئیس جمهوری برایش به تب و تاب نیفتاد . هیچ حزبی برایش کمپین حمایتی تشکیل نداد . ستار بهشتی از آن بخش وبلاگ نویسان بود که توان یا تمایل خروج از کشور را نداشت تا امنیت جانی نسبی ( نه مطلق ) بیشتری داشته باشد و آزادانه حرفش را بزند . ستاربهشتی وبلاگ نویسی بود که در موردش گفته اند " با مرگش به وبلاگ نوشتن دوباره اعتبار بخشید " . خب پس وبلاگ بنویسیم  و این اعتبار را ارزان خرج نکنیم .