۱۳۹۳ مرداد ۲۴, جمعه

شادانه

مگه اینکه  توی کشور من تعصبات مذهبی و  قومی و جنسیتی  و.... کولاک میکنه دلیل شده که منم مبتلا بشم ؟ که حالا که توی کشور من غمگین ترین مردم دنیا زندگی میکنن دلیل بشه منم مبتلا بشم ؟
این که فضای شبکه های اجتماعی هم متاثر از جو حاکم بر کشور شدیدا رو به افسردگیه دلیل نمیشه منم هیزم کش این معرکه بشم . شاد بودن  و شاد کردن دیگران با کوچکترین بهانه ها تنها کاریه که میتونم بکنم . چیزیه که نه تنها به اطرافیان خودم که حد اقل به خودم بدهکارم . برای فاصله گرفتن خودم و دوستانم از جو افسردگی روز افزون در شبکه های اجتماعی مطالبی که منجر به شادی های هر چند کوچک و موقت برای خودم یا دوستانم شده رو با هشتگ #شادانه منتشر میکنم و مطالب دوستانم رو باز نشر میکنم . این کار در مغایرت با خبر رسانی از فجایع و موارد ناراحت کننده جامعه نیست . اونها به جای خود و اینها هم به جای خود . 
یکی از دوستان پیشنهاد داد که از دیگران خواهش کنیم حد اقل یک روز در ماه از نوشتن مطالب ناراحت کننده خود داری کنن و اون یک روز رو به مطالب هر چند کوچک ولی شادمانه بپردازن . 
من  مایل نیستم  همیشه غمگین باشم و مایل نیستم  اطرافیانم  رو هم همیشه غمگین ببینم . به همین علت برای شادی های هرچند کوچک هم ارزش قائل میشم .

۱۳۹۳ تیر ۱۶, دوشنبه

فعالیت در روزنامه های رسمی یا سایتهای خبری غیر رسمی ؟

هزینه های فعالیت مطبوعاتی بالاست . بالا بوده . کم هم نشده . هر چند روز یک بار خبر بازداشت ؛ صدور حکم های سنگین و ... درباره روزنامه نگاران وطنی به گوش میرسه . میزان سانسور اونقدر بالاست که خود سانسوری مطبوعات خودش کفایت میکنه برای افت کیفیت نشریه ها .
از منظر صنفی اگر به موضوع نگاه کنیم در هرشرایط  باید نشریه ها منتشر بشن و عوامل دست اندرکار مطبوعات شغل خودشون رو حفظ کنن .
از منظر اطلاع رسانی  که نگاه میکنی اولین سوال و جدی ترین سوال میشه این که " آیا ارزشش رو داره ؟ "
دنیای اینترنتی دنیای جدیدی شده با روابط و امکانات متفاوت . فلان روزنامه نگار که نشریه اش تیراژ ناچیزی داره در فیسبوکش ده ها و گاهی صد ها برابر تیراژ نشریه ؛ خواننده داره . هزینه چاپ و نشر و ... نداره . مطابق نظر خودش و واو به واو مطابق نوشته های خودش منتشر میشه بدون جرح و تعدیل و سانسور . زمانی نه چندان دور باید سالها زحمت میکشیدی تا اسمی در مطبوعات درکنی و نوشته هات مورد توجه قرار بگیره و خونده بشه ؛ ولی الان به لطف دنیای جدید نوشته های خوب خیلی زیاد دست به دست میشن و مخاطب خودشون رو پیدا میکنن ( هر چند در بین انبوه مطالب با رویکردهای متفاوت که قصد ارزشگزاری روشون رو ندارم ممکنه گم هم بشن ) . 
مخاطبین ( مصرف کننده ها ) آیا نگاه سنتی به نشریات دارای مجوز دارن و براشون ارزش خاصی داره ؟ یا بیشتر به سایتهای خبری سانسور نشده و آزاد مراجعه میکنن ؟ 
سوال اصلی اینه که در شرایط فعلی انتشار روزنامه ها با رویکردهای سیاسی و اجتماعی ارزش داره ؟ یا بهتر بگم کاربرد داره ؟ 
سالهاست ( بعد از توقیف های فله ای مطبوعات ) روزنامه و مجله نمیخرم . با گسترش نت ؛ اخبار و مطالب رو از این طریق دنبال میکنم . به جای مقاله های خوبی که سالهای دور در نشریات میشد خوند از طریق پیجها و وبلاگها مطالب خوب و بدون سانسور میخونم . 
و از بازداشت و زندانی شدن روزنامه نگارها ناراحت میشم . 
حدود پنج ساله که تلوزیون ایران رو اصلا نگاه نمیکنم ؛ با این همه شبکه های ماهواره ای و فیلم و سریالهای دانلودی و .... دیگه چه نیازی به تلوزیون ایران و با همین نگاه با وجود این همه سایت و وبلاگ و پیج چه نیازی به نشریاتی که باید زیر نظر این حکومت منتشر بشن ؟

۱۳۹۳ تیر ۱۲, پنجشنبه

وقتی سیفون رو میکشی

وقتی سیفون رو میکشی به اندازه مصرف روزانه یک خانواده دوسه نفره آب شرب رو میفرستی که بره کار شستشو رو انجام بده .
بحران آب ؛ صرفه جوئی و ....
حالا که چی ؟ دیگه سیفون نکشیم ؟ کیسه پلاستیکی بگیریم و بسته بندیشون کنیم تحویل اداره آب و فاضلاب بدیم ؟
اونائی که مثل ما تو مناطق خشک زندگی میکنن تو فصل گرما کولر آبی راه میندازن که آب شرب تصفیه شده رو برای خنک شدن میپاشه به پوشالها و تبخیر میکنه و ... ولی قرار نیست  بادبزن حصیری دستمون بگیریم و کولرها رو خاموش کنیم .
 استحمام با آب غیر شرب و تصفیه نشده بهمون میچسبه ؟ کلا مشکل الان آب شرب و تصفیه شده است یا بحران برگشته روی اصل وجود آب ؟ آیا سیستمهای مدیریتی کشور توان تفکیک آب شرب و آب برای مصارف دیگه رو داشته ؟ آیا شدنی بوده ؟ آیا سیستم آبخیز داری  و مهار آبهای سطحی و فصلی درست انجام شده؟ یا کم بوده؟ یا برعکس زیاده روی شده و اکو سیستم رو به هم ریخته ؟ 
آیا مدیریت کلان کشور مقصره یا من که موقع مسواک زدن یادم میره شیر آب رو ببندم ؟  یا اونی که ماشینش رو با آب شرب تصفیه شده می شوره؟ ( پولشو داره - و البته که قیمت آب واقعا زیاد نیست و خیلیها پولش رو دارن ) یا اونی که .... یا اصلا مهمه کی مقصره ؟ 
تا اونجای که میتونیم مجبوریم صرفه جوئی کنیم . 
ولی فقط یادمون باشه ؛ نه برای فرزندانمون که خودمون ؛ و فقط چند سال دیگه ؛ این موضوع که با آب شرب تصفیه شده سیفون رو میکشیدیم چقدر میتونه عجیب و حسرت آلود باشه . بحران آب ظاهرا اونقدر جدی شده که دیگه مهم نیست کی مقصر بوده و هست . به زودی ؛ خیلی خیلی زود ؛ نه در زمان فرزندانمون که خودمون ؛ نتیجه این همه سال اشتباهاتمون رو که نمیدونیم تقصیر کی بوده و هست چنان تو چشممون میکنه که آب توی سیفون به رویائی شیرین  تبدیل بشه .

۱۳۹۳ فروردین ۱۷, یکشنبه

مرزبانان آزاد شده قهرمان نیستند

(مقدمه : پاراگراف آخر این نوشته صرفا نظر شخصی من هست و هیچ ربطی به تئوریهای مختلف یا تشکیلات یا گروهی نداره )
زمانی که مرزبانان ایرانی درشرق کشور گروگان گرفته شدند بدیهی بود که از فعالیت برای آزادی اونها حمایت بشه  و از آزادی اونها خوشحال بشیم ( متاسفانه تا زمان نوشتن این مطلب در خصوص یکی از مرزبانان ابهاماتی وجود داره که احتمال کشته شدن  هم در موردش بارها مطرح شده ) اما بعد از آزادی اونها لازمه به موضوع تشکیلات مرزبانی ؛ آموزش در نیروهای مسلح ؛ اهمال وظیفه ؛ و خیلی مسائل دیگه پرداخته بشه . اما موضوع سربازی اجباری موضوع دیگری هست که به نظر من در موازات این جریان قرار داره . سربازی اجباری موافقان و مخالفان زیادی داره که هر کدام دلایل خودشون رو دارن ولی به نظر بنده ( که جزو مخالفان سربازی اجباری هستم  ) تداخل موضوع سربازی اجباری با موضوع شرایط گروگان گرفته شدن مرزبانان صحیح نیست . بررسی عملیات گروگان گیری قطعا نیاز به اطلاعات نظامی و خیلی چیزهای دیگه داره ولی در حد عمومی و به خصوص با توجه به فیلمی که از عملیات گروگان گیری توسط تروریستهای جیش العدل منتشر شده کلیت  تشکیلات مرزبانی زیر سوال رفته .  اینکه سربازها به علت اجبرای بودن سربازی در انجام وظایفشون کوتاهی کرده باشن  ( که این هم یک احتماله و نباید به عنوان اتهام و قضاوت پیش از بررسی تلقی بشه ) قابل قبول نیست . این عذر موجهی نیست که اگه با سربازی اجباری مخالف هستیم در زمان خدمت مرز و مرزبانی رو رها کنیم .  الان لازمه که از جو احساساتی ناشی از آزادی چهار مرزبان فاصله بگیریم و نگاه نقادانه به موضوع داشته باشیم . درسته که در زمانی که اونها گروگان بودند جو همدلی برای آزادی اونها بسیار به جا و درست بود ولی این به این معنی نیست که بعد از آزادیشون به چشم قهرمان به اونها نگاه کنیم . شاید حد اکثر نگاه مثبت به اونها در حد قربانی دونستنشون در سیستم نظام اجباری و ضعف آموزش و کمبود تجهیزات و امکانات  باشه و نه بیشتر .
این نوع نگاه در دو مقطع زمانی مختلف رو شخصا در مورد آقایان موسوی و کروبی هم دارم . در حالی که چند ساله این آقایان به خاطر موضوع انتخابات 1388 به صورت غیر عادلانه و بدون محاکمه و حکم قضائی در حصر هستند در صورتی که از شرایط گروگان گرفته شدن توسط حکومت خارج بشن ( که امید وارم هر چه زود تر این اتفاق صورت بگیره ) اونها قهرمان من نیستند و انتقادات به عملکرد گذشته اونها در زمان مسئولیتهای حکومتیشون به جای خودش باقیه . پس اصل حمایت و همدلی برای رفع شرایط گروگان بودن به معنی حمایت از رفتار و اقدامات و عقاید گروگانها نیست .

۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

رسانه های مجازی و اصناف

در نقد و آسیب شناسی اعتراضات 88 و اتفاقات بعد از آن مطالب بسیار زیادی گفته شده که تقریبا اکثر نقد ها روی یک موضوع  توافق داشتند : قشر فعال در اعتراضات 88 و به خصوص پیگیر در ماه های بعد از اوج آن ؛ بیشتر از قشر متوسط جامعه شهری در شهرهای بزرگ و بیشتر از همه تهران بودند و این بخش از جامعه ارتباط بسیار بسیار ضعیف و ناچیزی با سایر اقشار جامعه در سایر نقاط کشور داشت و به همین دلیل در زمان اوج گرفتن فشار ها از طرف حکومت فاقد پشتیبانی و حمایت لازم از طرف سایرین قرار گرفتند . 
اما اکنون  که بیش از چهار سال از اعتراضات 88 گذشته باقی ماندگان  آن اعتراضات  که در امر ارتباطات و رسانه فعال هستند با توجه به اینکه جریان اعتراضات را پایان نیافته و مستمر و در جریان میدانند  چه رویکردی را پیش گرفته اند؟
 این رسانه ها که تقریبا تمامشان در محیط های مجازی فعال هستند و از تریبونهای متعدد ( اطلاعی از میزان استقبال و مخاطب آنها ندارم )  به صورت سایت خبری یا بولتن و نشریه و یا آی دی های حقیقی و استعاری کاربری فعالیت میکنند چه رویکردی برای ارتباط و تعامل با سایر طیفهای منتقد و معترض در پیش گرفته اند ؟ چیزی که بیشتر به چشم نگارنده آمده صرفا مانور تبلیغاتی و خبر رسانی روی افراد نزدیک به همان خط فکری میباشد . در حالی که یک خبر کوچک از یک ملاقات و یا ... به صورت هماهنگ از طرف افراد و سایتها  در شبکه های مجازی و سایتهای مرتبط پخش میشود . خبرهائی از قبیل بازداشت و حتی ربایش فعالان صنفی ( به خصوص  اصناف کارگری  در این ماه های اخیر) مورد توجه این گروه نیست . طبعا انتظار همراهی و پشتیبانی سایر طیفهای جامعه از این جریان و افراد نزدیک به آن نیز انتظار بجائی نبوده و سمپاتی سایر طیفها با آنها  به مرور کاهش پیدا کرده و نظر افکار عمومی تا آن حد نسبت به این جریان و افراد مرتبط کم اهمیت میشود که میتوان گفت این جریان فاقد پایگاه و پشتوانه قابل تامل  در بطن جامعه خواهد شد .
اما از سوی دیگر جریانهای کوچک و پراکنده صنفی که طی یکی دو سال اخیر به خاطر بحرانهای اقتصادی حاکم در جامعه فعالیتهای خود را بسیار گسترش داده اند با یک نوع عدم اطمینان نسبت به  جریانهای موسوم به سیاسی درون کشور درگیر هستند که بنا به دلایلی از برقراری ارتباط با این جریانها و افراد نزدیک به آنها نیز پرهیز میکنند ( مهمترین دلیل البته صنفی نگه داشتن فعالیتها و پرهیز از  شبهه سیاسی بودن آنهاست که هر چند به ظاهر باید هزینه این فعالیتها را کاهش بدهد ولی در عمل چنین نبوده ).
در این اوضاع جریانهای نوپای صنفی در کشور فعالیتهای خود را به نحوی پی گیری میکنند که به لحاظ عدم ارتباط با طیفهائی که توان ارائه نظریات اقتصادی و اجتماعی و راهبردی به آنها را دارند مجبور به استفاده از روشهای سعی و خطا شده و گاها نیاز دارند که چرخ را دوباره اختراع کنند و این روند رسیدن به مطالباتشان را بسیار کند تر از آنچه باید باشد می کند .
اما در نهایت این اصناف هستند که هر چند به سختی و دشواری و بدون پشتیبانی رسانه ای و ارتباط با سایرین به سمت خواسته های خود حرکت میکنند و به تدریج توان شکل دادن رسانه و ارتباط  گیری با سایر اصناف و غیره را خواهند یافت ولی در عوض جریانی که با تکیه بر رسانه های فعلی خود در فضای مجازی ؛ صرفا افراد خاص مورد نظر خود را رسانه ای می کنند به تدریج به حاشیه رانده شده و به زودی فقط  در حد همان رسانه های مجازی خود باقی خواهند ماند .

۱۳۹۲ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

امون ازاون آخر

موضوع بستن فیلتر شکنها و فلان و غیره رو دنبال میکردم  فکر میکردم آخرش چی میشه ؟ یه دفعه یه قدم رفتم عقب تر و به کلیت موضوعات سعی کردم نگاه کنم ؛
اول . قبل از بیماری باید پیشگیری کرد
دوم . علایم بیماری که خودش رو نشون میده باید سریع درمان رو شروع کرد
سوم . وقتی بیماری پیشرفت کرده باید خیلی دقت کرد . به جزئیات اهمیت داد . دستور العملها رو رعایت کرد . هزینه کرد .
چهارم  . وقتی بیماری حاد و بحرانی میشه باید به خیلی چیزها تن داد  و از خیلی چیزها گذشت  . جراحی ؛  قطع عضو ؛ درمانهای خاص و عذاب آور و ...
آخر . آخ آخ آخ . امان از اون آخر . دکترت هم  آدم باشه و ادا اصول در نیاره . تو روت بخنده و آروم بهت بگه :  بسه دیگه ؛ برو برا خودت  . چیزیش نمونده دیگه . خودتو آزار نده . برو برا خودت باش این آخرش رو  .
آخ آخ آخ . امون ازاون آخر

۱۳۹۲ آذر ۱۵, جمعه

فعالان فضای نت چریک و مبارز نیستند

خب به سلامتی دنبال سامان دادن به فضای مجازی هم اومدن .
بعد از پاک سازی خیابونها  در چند سال پیش میشد گمان کرد که دنبال 9 دی سازی برای فضای مجازی میان . و مثل همه کارهاشون طی بیش از دو دهه اخیر با صبر و شکیبائی و حساب و کتاب . چند نفر از دوستان سر موضوع نارنجی هشدار دادن که این شروع یک کار گسترده است و الان هم به خوبی میشه تصور کرد که فضای مجازی رو برای عرزشیها و نمایندگان حزب الله لبنان و حمله کنندگان به آتئیستها و فلان اللهی ها میخان ؛ همون  کسانی که در این مدت خیلی خوب نشون دادن که هر کدوم به نحوی میتونن مدافع منافع کلیت نظام باشن .
ظاهرا دارن هر روز فضای مجازی رو برای کسانی که همراهی خودشون رو به نحوی اثبات نکردن و هنوز ساکن ایران هستند ناامن تر میکنن .
فعالان فضای نت چریک و مبارز نیستند .
به عنوان نمونه یکی از دوستان از امار بالای کاهش کاربران سایت نارنجی بعد از اتفاقات اخیر خبر داد . جای تعجب نداره اگه بگن آقا یا خانم ایکس رو تو پلاس  یا فیس بوک و یا توییتر گرفتن ؛  تو یه  روز درصد قابل توجهی از فالورهای اون طرف  با ملاحظه کاری و محافظه کاری  ... اونو آن فالو کنن و حتی یه عده دی اکتیو کنن .
فعالان فضای نت چریک و مبارز نیستند .
ولی با اونائی که با حکومت همراهی میکنن  هم همنوا نیستن . خودشونو مجبور نمیبینن که مدافع حزب الله لبنان باشن / به اتئیستها به صورت سازمان یافته حمله کنن / با عرازشه لاس بزنن / برای مسئولین حکومتی پروپاگاندا کنن و هلهله بکشن / مبلغ سیاستهای نظام باشن / با مخالفین نظام دشمنی  کنن / و  ...
و وقتی فشارها بیشتر و بیشتر شد به تدریج اینجا رو هم مثل خیابونها خالی میکنن و تحویل حماسه سازان 9 دی میدن . 
چون فعالان فضای نت چریک و مبارز نیستند .